على محمدى خراسانى
259
شرح كفاية الأصول (فارسى)
( و اصولا كسى رغبت نمىكند كه اينهمه زحمت بكشد و مجّانى كار كند . آرى ممكن است عدّهء معدودى به عنوان علاقه و عشق ، طبابت و . . . كنند و عدّهء قليلى به خاطر شهرت و آوازه كار كنند . ولى نوع انسانها براى درآمد و تأمين زندگى و رفاه آن كار مىكنند و دست به كارهاى سنگين مىزنند ، و اگر اخذ اجرت حرام باشد كسى حاضر نمىشود كارهاى شاقّ را انجام دهد و راحت و آسايش خود را فدا كند . ) ( مرحوم آخوند فى الجملة و نسبت به قسم اوّل ظهور ثمره را قبول كردند . چون در آن بخش كبراى كلّى داريم كه اخذ اجرت برآن واجبات حرام است و مقدمهء آنها هم كذلك ، يا خود آنها اگر مقدّمهء واجبى باشند اخذ اجرت حرام است . ) قوله : و امّا الواجبات التعبّدية : اخذ اجرت بر واجبات تعبّدى نيز محذورى ندارد و به عقيدهء ما جايز است . زيرا عمده مانعى كه مطرح شده است ، مسألهء منافات اخذ اجرت با قصد قربت است و اينكه عبادت بايد صددرصد به قصد قربت باشد و اگر صددرصد براى اخذ اجرت شد يا قصد قربت با اخذ اجرت مشتركا در قصد انسان دخيل بودند ، عبادت باطل است . به همين دليل مشهور فتوى به حرمت اخذ اجرت بر واجبات عبادى دادهاند . لكن به عقيدهء ما اين مشكل قابل حلّ است . زيرا اگر اخذ اجرت بر نفس اتيان عبادت باشد و اصلا نيّتى جز اجاره و وفاى به آن و رسيدن به اجرت نداشته باشد ، اين با عباديّت و قصد قربت منافى است و با هم جمع نمىشوند . ولى ما مىگوئيم كه اصل انجام عبادت به قصد قربت است و داعى مستقيم او تقرّب به مولى است ، ولى اگر از او بپرسيم كه چرا اين نماز يا روزه يا حجّ با قصد قربت را انجام مىدهد ؟ در جواب خواهد گفت : چون پول گرفته و اجير شدهام . داعى بر انجام عبادات به قصد قربت ، مسألهء اجاره است و اين از قبيل داعى بر داعى يا داعى به سوى داعى است كه دو داعى متفاوت و در طول هم وارد ؛ داعى اصلى و مباشرى قصد قربت است و داعى بر اين اتيان قربى اخذ اجرت است . ( نظير نماز حاجت كه داعى بر اصل نماز قصد قربت است ولى داعى بر اين عبادت با قصد قربت ، مسألهء قضاء حاجت است . و نظير عبادات بسيارى از مردمان كه با قصد قربت