على محمدى خراسانى

17

شرح كفاية الأصول (فارسى)

المبحث التاسع فور و تراخى آخرين مبحث از مباحث هيئت امر و صيغهء افعل در فصل ثانى از فصول اوامر دربارهء فور و تراخى است . گاهى صيغهء افعل به كمك قرينه بر خصوص فوريّت دلالت دارد . مثلا مولايى در حال هلاك شدن است و به عبدش مىگويد : « مقدارى آب برايم بياور » در اينجا پيدا است كه بايد به فوريّت اقدام شود . گاهى به كمك قرينه بر تراخى دلالت دارد . باز تابع قرينه هستيم و جاى بحث نيست . انّما الكلام در فرض اطلاق كلام و تجرّد صيغهء افعل از هر نوع قرينهء خاصّ است ، سؤال اين است كه آيا صيغهء افعل عند الاطلاق دالّ بر فور است يا تراخى ، يا هيچ‌كدام ؟ اقوال و احتمالاتى در مسئله وجود دارد : 1 - گروهى طرفدار فور هستند و شش دليل دارند كه در معالم الاصول مطرح و جواب داده شده است « 1 » 2 - گروهى طرفدار تراخى هستند ، اين‌ها نيز دلائلى دارند . در اينكه مراد از تراخى چيست ؟ دوگونه تفسير شده است . الف ) همان‌طور كه فور واجب بود در قبال آن تراخى هم واجب است . ب ) تراخى يعنى فوريّت واجب نيست و تأخير هم جايز است نه اينكه تاخير واجب باشد . 3 - گروهى طرفدار اشتراك لفظى هستند و مىگويند كه فعل امر براى هريك از فور و تراخى جداگانه وضع شده است .

--> ( 1 ) - معالم الاصول ، ص 54 - 52 .