على محمدى خراسانى

14

شرح كفاية الأصول (فارسى)

قوله : و التحقيق : و مرحوم آخوند در قبال دو توهّم مذكور تفصيل قائل شده و دو صورت تصوير كرده‌اند : قبل از آن ، بيان اين نكته ضرورى است كه مولاى حكيم وقتى به عملى امر مىكند ، يقينا غرض اصلى و هدف غائى و مقصد اعلائى دارد كه مىخواهد و به آن هدف برسد . حال ممكن است در به دو امر يا اواسط راه هدفهاى مقدماتى و مقطعى هم داشته باشد ، ولى داشتن هدف اقصى و نهائى مسلم است . با اين مقدمه مىگوئيم كه دو صورت مطرح است : گاهى با امتثال اوّل و اتيان عمل مرّة واحدة [ چه در ضمن يك‌دفعه يك فرد را بياورد و چه افراد متعدد را در عرض هم و يك‌دفعه اتيان كند . مثلا چندين رقبه را با هم آزاد كند . ] غرض اصلى مولى جامهء عمل مىپوشد و در خارج متحقّق مىشود . در اين فرض تكرار عمل و اتيان عمل دوباره معنى ندارد چرا كه صدور امر از مولى به داعى وصول به آن غرض بود و با اتيان عمل مرّة واحدة غرض حاصل شده است و در واقع اين اتيان علّت تامّهء حصول غرض است و حصول غرض علّت تامّهء سقوط امر است و با سقوط امر ، امتثال مجدّد معنى ندارد . پس در چنين فرضى اكتفاء به مرّه در مقام امتثال واجب و لازم است ، و تكرار به قصد امتثال جايز نيست چون تشريع است بلكه معقول نيست . چون امرى نيست تا امتثال شود و تحصيل حاصل هم كه محال است و آنجا كه عمل به شرط لا عن التكرار واجب شده است چه‌بسا تكرار ضرر داشته باشد . مثال شرعى : مقصود مولى از امر صلاتى ايجاد اين طبيعت در خارج است ، و مكلّف آن را ايجاد كرد و غرض مولى حاصل شد ، و دوباره اتيان ظهر و عصر به عنوان امتثال معقول نيست . مثال عرفى : مولى براى رفع عطش يا نياز ديگر از عبدش مقدارى آب تقاضا مىكند و عبد هم امتثال مىكند و ليوان آبى آورده و به مولى مىنوشاند و تشنگى مولى بر طرف مىشود . در اينجا اتيان مجدّد و تبديل امتثال اوّل به امتثال دوّم معنى ندارد ، چه اينكه اتيان مجدّد به نيّت انضمام عمل دوّم به اوّل و موجب امتثال شدن مجموع هم معنى ندارد . 2 - و گاهى هم امتثال اوّل علّت تامّهء حصول غرض و سقوط امر نيست و هنوز مولى به