على محمدى خراسانى
15
شرح كفاية الأصول (فارسى)
هدفش نرسيده است [ البته تعبير به امتثال مسامحه دارد ، زيرا هر امتثالى موجب سقوط امر خود است ، بهتر بود به جاى امتثال تعبير به اتيان مىكردند ] در اينجا گاهى تكرار لازم است و گاهى جايز و بلامانع است . مثال : شخصى بدون اذان و اقامه و با غفلت و نسيان آنها وارد نماز شد تا زمانى كه به حدّ ركوع نرسيده است ، اگر متذكّر و ملتفت شد مىتواند نماز را قطع كرده و با اذان و اقامه استيناف كند ، و هكذا اگر به فرادا مشغول است و جماعتى برپا شد ، و هكذا اگر به سورهاى مشغول است و سورهء پرفضيلتترى را شروع كرد ، در تمام اينها هنوز غرض اقصى حاصل نشده لذا تبديل به احسن و اتيان به فرد ديگر مشروع بلكه راجح است . يا مثلا مولائى به منظور وضو گرفتن يا آشاميدن ، مقدارى آب طلب مىكند و عبد آب را مىآورد ، يا چاى مىطلبد و عبد مىآورد ، در اينجا آب گاهى زمين مىريزد يا مولى عمدا يا در اثر عصبانيّت آن را زمين مىريزد ، يا در اثر اشتغال آب خنك گرم مىشود ، و چاى گرم سرد مىشود ، به حكم عقل و عرف اتيان دوباره لازم است و بايد آب يا چائى را عوض كند . ولى گاهى آب اوّل كماكان موجود است و محذورى پيش نيامده است ولى هنوز مولى با آن آب وضو نگرفته و يا از آن نياشاميده است . در اينجا عبد مىتواند ليوان ديگرى آورده و كنار آن بگذارد تا مولى از هركدام خواست استفاده كند [ انضمام ] يا اوّلى را ببرد و ليوان ديگرى بياورد [ تبديل ] آنهم چه تبديل به احسن نمايد و چه تبديل به مثل نمايد ، در هر حال تكرار اتيان جايز است . همانطور كه از اوّل امر و قبل از اتيان مخيّر بود كه هركدام از دو ظرف آب را بياورد ، يا هر دو را با هم در يكدفعه بياورد . پس بستگى دارد كه غرض اقصى حاصل بشود يا حاصل نشود . [ مىتوان مطلب را طرز ديگرى هم مطرح ساخت كه شايد بهتر باشد ، و آن اينكه : در مواردى كه امر به طبيعت بار مىشود و مطلوب مولى ايجاد طبيعت است ، دو احتمال وجود دارد : 1 - مطلوب صرف الوجود طبيعت است . يعنى هدف ايجاد شىء و خروج آن از ظلمت