على محمدى خراسانى

180

شرح كفاية الأصول (فارسى)

استقبال اطلاق مادّه رفته و فرموده‌اند كه از اطلاق مادّه ( اطلاق احوالى ) استفاده مىكنيم . اين‌گونه كه مولى در مقام بيان بود و مىتوانست مثلا اكرام زيد را به مجىء زيد مشروط كرده و بگويد « اكرام زيد على تقدير المجيء واجب » يا مثلا وضو را به وجوب نماز مقيّد كرده و بگويد « الوضوء على تقدير وجوب الصلاة واجب » ؛ ولى اين قيد را نياورده و به طور مطلق فرموده است كه « اكرم زيدا » يا « اكرام زيد واجب » ، يا « توضّأ يا الوضوء واجب و . . . » معلوم مىشود كه وجوب اكرام يا وضو و مانند آن ، مشروط به شرطى نيست و مقدّمه واجبى نيست ، بلكه واجب نفسى و استقلالى است . پس شيخ اعظم از راه تمسّك به اطلاق مادّه ، وجوب نفسى را استنتاج كردند « 1 » ؛ ولى مرحوم آخوند چون اطلاق هيئت را قبول داشتند و از آن طريق رفع شك كرده و وجوب نفسى را استخراج كردند ، نيازى به استفاده از اطلاق مادّه پيدا نكرده و آن را مطرح نكرده‌اند . قوله : هذا اذا كان : قدم چهارم : اگر چنانچه دستمان از اطلاق هيئت و مادّه كوتاه شد و اطلاقى در ميان نبود ، يا در اثر اجمال و ابهام و اهمال خطاب ، يعنى مولى در مقام بيان به منظور عمل كردن نبود ، بلكه در مقام اهمال و يا اجمال‌گوئى بود ، يا اصلا خطاب لفظى نداشتيم و از طريق اجماع و سيره و مانند ان ، وجوب وضو را بدست آورديم و شك كرديم كه آيا نفسى است يا غيرى ، چه بايد بكنيم ؟ مرحوم آخوند دو صورت تصوير مىكنند : 1 - گاهى يقين داريم كه آن غيرى كه احتمال مىدهيم اين عمل مقدّمه‌اش باشد ( مثل نماز نسبت به وضو ) خودش واجب فعلى است ( مثلا وقت نماز فرا رسيد . و نماز واجب فعلى شد . ) در اين صورت ، اين عمل ( وضو ) حتما واجب است و بايد اتيان شود . البتّه جهت وجوبش ( نفسى و غيرى بودن ) معلوم نيست ؛ ولى اين مهم نيست . مهم علم به اصل وجوب است كه على الفرض اصل وجوب معلوم است ؛ امّا نحوه وجوبش مهم نيست ، چون قصد نفسيّت يا غيريّت كه لازم نيست . قصد امتثال امر خودش را مىكنيم . 2 - گاهى آن غير كه احتمال مىدهيم اين عمل مقدّمه‌اش باشد ، واجب فعلى نيست مثلا پيش از وقت نماز است و نماز فعلا واجب نيست . در اين صورت وضو هم واجب

--> ( 1 ) - مطارح الانظار ، صفحه 67 .