على محمدى خراسانى
134
شرح كفاية الأصول (فارسى)
عهده مىآيد ؛ ولى چنين نيست كه اگر كسى مثلا ماه ذىقعده به مكّه رسيده ، بتواند همان وقت حج را بجا آورد ، بلكه ظرف امتثال ، موسم حج كه دههء اوّل ذىالحجّه است ، بايد تا آن موقع صبر كند . ضمنا آمدن وقت هم در اختيار ما نيست . پس واجب وابسته به امر استقبالى است . تفاوت واجب معلّق فصولى با واجب مشروط مشهورى در اينست كه ، در واجب مشروط اصل وجوب مشروط و استقبالى است و تا شرط نيايد اصلا وجوبى نمىآيد ؛ ولى در واجب معلّق اصل وجوب حالى و فعلى است و لذا از هماكنون انجام مقدّمات و تهيّهء زاد و راحله واجب است . آرى واجب استقبالى است . [ فلسفهء اختراع واجب معلّق از سوى صاحب فصول خواهد آمد . خلاصه اينكه ، براى حلّ مشكل مقدّمات مفوّته آن را اختراع كردهاند . ] قوله : لا يخفى : مجموعهء اشكالهايى كه بر واجب معلّق وارد شده شش اشكالى است كه به ترتيب مطرح و مورد نقد و بررسى قرار مىدهيم : اشكال اوّل از شيخ انصارى ( ره ) مىباشد . ايشان با توجّه به مطالبى كه در تقسيم قبلى پيرامون واجب مشروط داشتند [ كه فرمودند : كليّهء شرايط و قيود به مادّه برمىگردند و قيد واجب هستند و اصل وجوب و تكليف مشروط به هيچ شرطى نيست و فرقى نگذاشتند ميان شرايط عامّهء تكليف از قبيل : بلوغ - عقل - قدرت و . . . و شرايط خاصّهء هر واجب . در شروط خاصه هم فرقى ميان شروطى كه لازم التحصيل مىباشند ، قائل نشدند از قبيل : استقبال - ستر - طهارت و . . . و در شروطى كه مفروض الحصول هستند نيز فرقى نيست ميان امورى كه مقدور هستند از قبيل : استطاعت ، تمكّن از نصاب و . . . و امورى كه مقدور نيستند از قبيل : دخول وقت و فرارسيدن موسم حج و . . . تمام اينها را از يك مقوله و شرط واجب دانستند و بر خلاف مشهور و صاحب فصول كه ميان استطاعت و فرارسيدن موسم حج فرق قائل بودند ، شيخ اين دو را از يكى به حساب آورده و فرق نگذاشته است و معتقد است كه ، ثبوتا و اثباتا محال است كه قيد به مفاد هيئت برگردد و لزوما بايد قيود را به مفاد مادّه برگردانيم و دلائلى هم داشتند . ] در اينجا به فصول اعتراض كرده و تقسيم واجب را به