على محمدى خراسانى
133
شرح كفاية الأصول (فارسى)
ب ) واجب منجّز و معلّق تقسيم دوّم از تقسيمات ، واجب تقسيمى است كه صاحب فصول اختراع كرده و در كتاب فصول « 1 » فرموده : واجب از جنبهء ديگرى به دو قسم تقسيم مىشود : 1 - واجب منجّز 2 - واجب معلّق در واجب منجّز ، هم اصل وجوب و تكليف و امر به آن ، فعلى و حالى است و حالت انتظار ندارد و موقوف به امر استقبالى نيست و هم واجب و امتثال و عمل ، فعلى است كه اكنون بايد امتثال شود و بر يك امر استقبالى كه مقدور مكلّف نباشد ، متوقّف نيست . ( البته اين قسمت كلام فصول قيد امر غير مقدور را دارد ؛ ولى در فرازهاى بعدى كلام او در فصول دامنهء بحث توسعه دارد « 2 » و فرازهايى را مرحوم مشكينى در حاشيه آورده است ) مانند معرفت اصول دين و احكام كه به محض بلوغ و عقل و قدرت بدون معطّلى و فوت وقت بايد درصدد كسب معارف دين برآيد و معرفت تنها واجبى است كه غير از شرايط عامّهء تكليف به هيچ قيد و شرط ديگرى وابسته نيست و صددرصد فعلى و تنجيزى است . واجب معلّق آنست كه اصل وجوب و امر به آن فعلى و حالى است و حالت انتظار ندارد ؛ ولى واجب و امتثال استقبالى است و متوقّف بر چيزى است كه در آينده حاصل خواهد شد و هماكنون موجود نيست ، ضمنا امر غير مقدورى هم هست ، يعنى در اختيار ما نيست و بايد به انتظار حصول آن امر بنشينيم تا پس از آن واجب را در ظرف خودش امتثال كنيم . مثلا حج به مجرّد حصول استطاعت ( بنا بر رأى مشهور ) و يا پس از حصول استطاعت و به وسيلهء حركت كاروانيان ( بنا بر رأى ديگر ) واجب مىشود و امر به حجّ بر
--> ( 1 ) - الفصول الغروية ، ص 79 ، سطر 38 - 36 . ( 2 ) - الفصول الغرويّة ، ص 80 .