على محمدى خراسانى
76
شرح كفاية الأصول (فارسى)
استعمال وضع شخصى و نوعى را معنا كرديم . ) مشتقات از قبيل : ضرب ، ضارب و . . . كه از لحاظ مادهء ( ض - ر - ب ) درضمن هر هيئتى كه باشد براى حدث زدن وضع شده است . و از لحاظ هيئت درضمن هر مادهاى كه باشد براى دلالت بر ماضى يا اسم فاعل و . . . وضع شده است . ( قبلا در امر سوم گفتيم : اين دو مورد محل اختلاف است كه وضع نوعى دارند يا شخصى ولى از عبارت آخوند در امر ششم شخصى بودن آنها مستفاد است ) . مركبات هم دو دستهاند : 1 - مركب ناقص 2 - مركب تام مركب ناقص آنست كه سكوت برآن صحيح نيست مانند صفت و موصوف ، مضاف و مضاف اليه . . . مركب تام آنست كه : يصح السكوت عليها ، و خود مركب تام دو قسم دارد : 1 - مركب تام انشائى كه بر انشاء و ايجاد معينى دلالت مىكند و مطابقى ندارد كه با آن بسنجيم و صدق و كذب آن را بدست آوريم . مانند : اضرب زيدا . . . 2 - مركب تام خبرى است كه بر اخبار و حكايت از چيزى دلالت مىكند . و هركدام از انشائيه و اخباريه انواع و اقسام و شعبههاى مختلفى از جمله اسميه و فعليه و حمليه و شرطيه و . . . دارند كه مبسوطا در ادبيات راجع به آنها بحث شده است . با توجه به اين مقدمه در رابطه با مركبات سه نوع وضع متصور است : 1 - وضع مفردات آنها : مثلا زيد ، قيام ، قائم و . . . هركدام جداجدا معنائى دارند كما اينكه اعراب آخر هركدام هم معناى خودش را دارد ، رفع علامت مبتدا بودن است ، نصب دليل بر مفعول بودن و جر نشانه مضاف اليه بودن است و . . . و وضع اعراب نوعى است چون در ضمن هر لفظى و مادهاى كه باشد همين دلالت را دارد . ( البته از نظر مشهور نحويين اعرابهاى آخر كلمات علامات هستند و خودشان داراى معنا نيستند . ولى از اين كلام آخوند معنا داشتن مستفاد است . ) 2 - وضع هيئت تركيبيهء آنها : ترديدى نيست كه وقتى زيد و قيام را جداجدا مىآوريم هركدام معنايى دارند ولى ربطى بهم ندارند . اما وقتى به صورت يك جمله كنار هم قرار داده و