على محمدى خراسانى
72
شرح كفاية الأصول (فارسى)
دارد ؟ و يا انسان خوابيده و بيهوش باشد كه اصلا قصد و ارادهاى ندارد ، و يا طفل صغير و يا مجنون باشد كه قصد بخصوصى ندارد ، و يا عاقلى كه آشنا به لغت عرب نيست و كلمهء اسد را به كار مىبرد ، ولى شنونده به معناى آن منتقل مىشود و يا عاقل باشد ولى قصد لفظ كند نه قصد معنى ، يا قصد معناى زيد نداشته و قصد بكر داشته ولى به اشتباه يا به دروغ گفت : زيد ، و يا قصد معنا داشته و جدى هم گفته و همه جهات را واجد بوده است . در تمام اين موارد دلالت تصورى و خطور كردن معناى موضوع له لفظ زيد در ذهن هست و مقيد به هيچكدام از خصوصيات مذكور نيست . دلالت تصورى چهار شرط بايد داشته باشد . الف ) شنونده انسان عاقل و موجود ذىشعور باشد . ب ) شنونده انسان ملتفت باشد نه غافل . ج ) وضع هم باشد يعنى واضع لفظ زيد را مثلا براى معنائى وضع كرده باشد . د ) شنونده هم عالم به وضع باشد . 2 - دلالت تصديقى : آنست كه علاوه بر خطور معانى كلمات و مفردات كلام ، در ذهن شنونده يك حكم و اثبات و تصديق هم باشد ، يعنى شنونده تصديق نمايد كه مراد متكلم از اين كلام فلان امر است . ( و در مقام احتجاج و محاجه ، مولى بتواند بر عبد احتجاج كند و عبد و سامع هم بتوانند بر مولى و متكلم احتجاج كنند كه مراد تو چنان است ، ظاهر كلام تو چنين است و . . . ) و در چنين دلالتى علاوه بر شرايط مذكور در دلالت تصورى جهاتى ديگر بايد احراز شود : احراز شود كه وى قاصد معنا هم هست نه اينكه صرفا قاصد لفظ باشد ، به اختيار و ارادهء خويش هم قاصد است نه به اكراه و اجبار ، قاصد همين معنا هم هست ، جدى هم مىگويد نه اينكه در مقام هزل باشد ، غافل هم نيست ، خطا هم نمىكند ، خلاف ظاهر هم مرادش نيست ، در مقام بيان و افاده هست نه در مقام اهمال و اجمال و . . . ( احراز اين امور يا به نحو قطع و جزم و وجدانى است و يا با استفاده از اصول لفظيهء عقلائيّه از قبيل اصالة البيان و . . . است . ) و تا احراز نكنيم كه متكلم در مقام افاده و تفهيم مراد است ، نمىتوانيم عليه او حكم كرده و به گردن او بگذاريم كه مراد تو فلان امر است .