على محمدى خراسانى

20

شرح كفاية الأصول (فارسى)

دو تعريف براى اصول ذكر شده : 1 - تعريف مشهور : كه چند سطر قبل عنوان شد . 2 - تعريف آخوند : هو صناعة يعرف بها القواعد التى يمكن ان تقع فى طريق استنباط الاحكام ، او التى ينتهى اليها فى مقام العمل . يعنى دانش اصول عبارتست از صناعت و فنى كه به توسط آن دو دسته قواعد شناسائى مىشود . 1 - قواعدى كه در طريق استنباط و استخراج احكام شرعيه واقع مىشوند . 2 - قواعدى كه مجتهد در مقام عمل به آنها منتهى و پناهنده مىشود ، و لو در طريق استنباط نباشند . تفاوت ميان تعريف مشهور و مرحوم آخوند در سه امر است : 1 - مشهور گفتند : هو العلم . . . ولى آخوند فرمودند : هو صناعة . . . و صناعت يا فن ، مرحله‌اى بالاتر از علم است . چون علم مجرد ادراك را گويند ولى صناعت مجرد دانستن نيست بلكه آن دانستنى است كه به دنبالش عمل كردن و به كار بستن و توانائى بهره‌بردارى باشد . فى المثل به هركس زرگر نمىگويند ، زرگرى صناعتى است و به كسى مىگويند كه بتواند ريخته‌گرى كند و از معدن طلا ، طلاى ناب با شكلها و قالبهاى مختلف بريزد . و اساسا علوم آلى از قبيل : ادبيات ، منطق ، اصول و . . . صناعت مىباشند : علم نحو صناعتى است كه توسط آن توانمندى حفظ لسان از خطاء مقالى حاصل شود ، و در منطق تمكن حفظ فكر از خطاء در تفكر حاصل شود و در اصول ، تمكن از استنباط ، و اصولى كسى است كه مثل هنرمند ماهر بتواند مطالب را زير و رو كند و براساس قواعد به حكم شرعى دست يازد . ( و به قول امام خمينى : و لعل التعبير بالصناعة للاشارة الى ان الاصول علم آلى بالنسبة الى الفقه كالمنطق بالنسبة الى العلوم العقلية « 1 » ) 2 - مشهور گفتند : الممهدة ، ولى آخوند فرمود : التى يمكن ان . . . فرق در اين است كه الممهدة مشتق است و ظهور در فعليت دارد و ظاهرش اينست كه علم اصول علم به قواعدى است كه در عصر تعريف ( مثلا اگر هزار سال پيش تعريف شده ، قواعدى كه در

--> ( 1 ) - مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 1 ، ص 47 ، سطر سوم .