على محمدى خراسانى

101

شرح كفاية الأصول (فارسى)

كرده و او از قبل در ذهن خود تصميم داشته كه نام او را حسن بگذارد ولى به كسى ابراز نكرده و انشاء مستقيمى صورت نگرفته ، و وقتى صاحب فرزند شد براى اولين‌بار مىگويد : فرزندم حسن را به من بدهيد . به نفس اين حسن گفتن و استعمال حسن در آن نوزاد فهماند كه نام او حسن است . [ اغلب اصطلاحات جديد در هر علم و فن از اين قبيل است فى المثل شيخ انصارى كه مبتكر اصطلاح حكومت و ورود در علم اصول است ، روز اول نفرمود كه من واژه حكومت يا ورود را براى فلان معنا قرار دادم بلكه وقتى محقق رشتى از او پرسيد : فلان قاعده از چه باب است ؟ او فرمود : از باب حكومت است و با نفس استعمال واژهء حكومت ، معناى جديد را ايجاد كرد و بعد هم توضيح داد كه مقصود من از حكومت فلان امر است . يا فى المثل ملا صدرا « ره » كه مبتكر اصطلاح حمل اولى و حمل شايع است و با آن ، كثيرى از معضلات را گره‌گشائى كرده است ، روز اول نفرمود كه من حمل اولى را در فلان معنا به كار مىبرم بلكه وقتى به معضلاتى برخورد كرد از قبيل : المعدوم المطلق لا يخبر عنه ، الفعل لا يخبر عنه ، الحرف لا يخبر عنه ، فرمود اين از باب حمل اولى است ، آن از باب حمل شايع است و . . . سپس مقصود خويش را بازگو كرد و . . . ] سؤال : از كجا بفهميم كه متكلم از فلان كلمه معناى جديدى را اراده كرده آن هم به نوع اراده معناى حقيقى ؟ جواب : از راه نصب قرينه كه مىگويد : مقصود من فلان و به همان است . سؤال : پس ما نحن فيه با مجاز چه فرقى دارد ؟ جواب : فرق آنست كه در مجاز تا قرينه نباشد حكايت و دلالتى نيست و لفظ به سبب قرينه و به كمك آن دال و حاكى است ، مثل دلالت اسد به كمك يرمى نسبت به رجل شجاع ، ولى در ما نحن فيه قرينه براى اصل ارادهء معنا نيست بلكه معنا از خود لفظ اراده مىشود و قرينه براى تنبيه و كشف و آگاه كردن مخاطب از اين امر است كه مقصود من از لفظ فلان معنا است . قوله : فافهم : اشاره به اينكه كسى ميان دو نوع نصب قرينه خلط نكند و فرق آن دو را