على محمدى خراسانى
8
شرح رسائل (فارسى)
در اينجا هم قطعا منافاتى نيست و به هر دو عمل مىشود و گاهى از لحاظ موضوع متحد و از حيث حكم متعدد هستند مثل الصلاة واجبة و الصلاة مستحبة يا محرمة كه باز اين دو باهم تعارض دارند آن هم على وجه التضاد كه ضدان دو امر وجودى را گويند كه بينهما كمال منافرت در كار است [ در اين نكته ثانيه كلمهء على وجه التناقض او التضاد در تعريف مشهور روشن شد ] . نكته سوم : چهار اصطلاح وجود دارد كه تا به حال مكرّر معنا شده و باز هم در اينجا يكبار ديگر معنا مىكنيم : الف : تخصّص : خروج موضوعى را گويند مانند اكرم العلماء كه جهال تخصصا و موضوعا از عموم عام خارجند و ضمنا در تخصص وجود دو دليل لازم نيست اگرچه گاهى در تعابير شيخ اعظم بر ورود اطلاق شده . ب : تخصيص : اخراج حكمى را گويند مانند اكرم العلماء الا الفاسقين منهم كه فاسقين موضوعا در عنوان العلماء داخل ولى حكما از آن خارج شدهاند . ج : حكومت : دليل حاكم در دليل محكوم تصرف كرده و تنزيلا و تعبدا موضوع دليل محكوم را نابود سازد و به تعبير بهتر آن موضوع قبلى را بر هم زده و دائره آن را توسعه دهد يا تضييق كند . و خود حكومت دو شعبه دارد : 1 - گاهى به نحو تضييق است يعنى دليل حاكم موجب مىشود كه دامنهء دليل محكوم ضيق گردد مثل اكرم العلماء الفاسق ليس بعالم يعنى تنزيلا و ادّعاء او را عالم به حساب نياور و كانّ عالم نيست پس احكام عالم را هم ندارد . و مثل : اذا شككت فابن على الاكثر با ادلّهاى از قبيل : لا شك فى النافلة ، لا شك لكثير الشك ، لا شك للامام مع حفظ المأموم ، لا شك للمأموم مع حفظ الامام ، لا شك بعد التجاوز ، عن المحلّ لا شك بعد الفراغ عن العمل و . . .