على محمدى خراسانى
33
شرح رسائل (فارسى)
است و لا ريب در اينكه رفع يد كردن از ادلّه حجيت ظهورات و حمل ظاهر بر خلاف آن از رفع يد از ادلّه حجيت سند و رفع يد از اصالة السند اولويت ندارد و خلاصه جمع اولى از طرح نيست چون هر دو در يك رتبه و مسبب از علم اجمالى هستند كه اجمالا مىدانيم بايد از احد الامرين رفع يد كرد ولى آيا از اصالة الظهور يا اصالة السند مردّد هستيم با اين محاسبه از كجا كه جمع اولى از طرح باشد ؟ خير در يك رتبه هستند فلا دليل بر اولويت جمع بر طرح . قوله : بل قد يتخيل : برخى مثل مستدلين مذكور جمع را بر طرح ترجيح دادند و برخى مثل مرحوم شيخ معتقد شدند كه رجحانى در بين نيست ولى برخى قدم را فراتر گذاشته و عكس سخن مستدل را ادّعا كرده و گفتهاند در اينجا طرح اولى از جمع است چون در طرح تنها يك سند را ناديده گرفته و از اصالة السند آن رفع يد كردهايم ولى به ديگرى سندا و دلالة اخذ كردهايم امّا تعيينا و امّا تخييرا ولى در جمع بينهما و اخذ به سند هر دو از دو اصالة الظهور رفع يد شده و لا ريب در اينكه اوّلى آسانتر است و همان را مرتكب مىشويم . مرحوم شيخ مىفرمايد : ما اين تخيل را قبول نداريم زيرا كه اصالة الظهور در هركدام حجت است مادامىكه قرينه بر خلافش نباشد و در ما نحن فيه حجيت سند هركدام صلاحيت قرينية بر رفع يد از ظهور ديگرى دارد و لذا جاى اصالة الظهور نسبت به هر دو نيست بلكه همانكه سندش اخذ شده ظهورش هم حجّت است و ديگرى اصلا حجت نشده تا اخذ به ظهور آن لازم باشد و بلكه تعبد به ظهور هركدام معقول نيست چون ظاهر با فراغت از اصل صدور ارزش دارد و در ما نحن فيه اصل الظهور محلّ كلام است . قوله : و مما ذكرنا :