على محمدى خراسانى
27
شرح رسائل (فارسى)
و لزوم است نه صرف اولويت و در جمعهاى عقلى هم نه تنها اولويتى ندارد كه اصلا حسن هم ندارد و بلكه صحيح نيست . و منظور از طرح هم كه واضح است يعنى اگر دو دليل مساوى بودند جمع از طرح احدهما المخير اولى است و اگر يكى راجح و ديگرى مرجوح بود از اخذ به راجح اولويت دارد . حال منظور قاعده اينست كه جمع دلالى عرفى تا زمانى كه ميسور باشد بر همهء قواعد تعارض كه تخيير يا ترجيح باشد رجحان دارد و نوبت به آنها نمىرسد و لذا اين قاعده از اهميت فوقالعادهاى برخوردار است . 2 - در رابطه با مستند و مدرك اين قاعده : ما الدليل على حجية هذه القاعدة ؟ وجوه متعددى براى ارزشمندى قانون جمع عنوان شده كه مجموعا به شش وجه اشاره مىشود : 1 - اجماع : آقاى ابن ابى جمهور احسائى در كتاب غوالى اللئالى فرموده : هرگاه دو حديث با يكديگر تعارض كردند و هر دو ظهور در مطلبى داشتند [ مثلا يكى ظهور داشت در وجوب اكرام علماء و ديگرى در حرمت اكرام ] در قدم اول وظيفه داريم از معناى دو دليل بحث كنيم [ كه آيا عام و خاص هستند ، مطلق و مقيد هستند ، متباينين هستند و . . . ] . و نيز از كيفيت دلالت الفاظ آنها بحث كنيم كه آيا دلالتشان به نحو نص است يا ظاهر ؟ حقيقت است يا مجاز ؟ بالقرينه است يا بدون آن ؟ دلالت اصليه است يا تبعيه و . . . ؟ آنگاه از حيث دلالت كه وضع متعارضين روشن شد اگر امكان داشت كه بينهما را جمع كنيم ، جمع مقدم است و مجتهد بايد جديت كند و حريص باشد در امر تحصيل وجه الجمع زيرا كه العمل بالدليلين مهما امكن خير من ترك احدهما و تعطيله . سپس براى اين خير بودن و اولويت استدلال كرده به اجماع علماء