على محمدى خراسانى
68
شرح رسائل (فارسى)
حالا قدر مسلّم يك فرد آن يعنى خصوص اكرام زيد در خصوص روز جمعه استثنا شد دوباره روز شنبه موضوع جديد و حكم جديد دارد و ربطى به زمان قبل ندارد عين مثل زيد و بكر كه دو فرد و دو موضوعند آنگاه نسبت به روز شنبه و روزهاى بعد شك داريم كه آيا عموم عام تخصيص خورده يا خير ؟ شك در تخصيص زائد است و مجراى اصالة العموم مىباشد . و امّا اينكه به استصحاب نمىتوان تمسك كرد چون شرط استصحاب بقاء موضوع و وحدت موضوع در قضيه متيقنه و مشكوك است و به عبارت ديگر بايد بقاء ما كان باشد نه حدوث و تجدّد مثل و در ما نحن فيه موضوع متبدل شده و با تبدل آن جاى استصحاب نيست و بلكه حتى اگر از عموم عام و اصالة العموم هم استفاده نشود و مبتلا به مانعى شود . فى المثل اجمال المخصص سرايت نموده و سبب اجمال آن گردد باز هم ميدان براى بكارگيرى استصحاب باز نمىشود زيرا كه شرط الاستصحاب بقاء موضوع و وحدت آنست و هو منتف و اذا انتفى الشرط انتفى المشروط . قوله : و مثله : نظير مثال مذكور است جائى كه اوّل عامى را بفرمايد مثلا اكرم العلماء كه از لحاظ افرادى عموميت دارد ولى از لحاظ ازمانى ساكت است [ البته حالا كسى از مقدمات حكمت مدد گرفته و از راه اطلاق استمرار و دوام را ثابت كند مطلب ديگرى است ولى از دالّ لفظى خبرى نيست ] . سپس در كلام منفصل بفرمايد : لا تكرم زيدا العالم فى يوم الجمعة در اينجا اگرچه عام قبلى از حيث زمان ساكت بود ولى اين تخصيص قرينه مىشود كه آن عام قبلى در واقع عموميت داشته و ازمان مختلفه را شامل شده است بدليل اينكه اگر در واقع چنين شمولى نبود استثناء لغو و عبث مىبود و از حكيم صادر نمىگشت .