على محمدى خراسانى

59

شرح رسائل (فارسى)

دليلى حكمى را در زمان سابق اثبات نمود نسبت به زمان لا حق و زمانهاى لا حقه از سه حال خارج نيست : صورت اوّل : گاهى خود همان دليل كه بر ثبوت حكم در سابق دلالت مىنمود خودش مبيّن حكم در زمان لا حق هم هست و نيازى به مراجعه به دليل خارجى نيست منتها ثبوت حكم در زمان لا حق خود به سه نوع منقسم مىشود : 1 - گاهى دليل به دلالت لفظيّه ثبوت حكم در لا حق را دلالت مىكند مثلا فرموده : اكرم العلماء فى كلّ زمان يا دائما [ تفاوت كل زمان و دائما در اينست كه عموم اوّلى از لحاظ ازمان افرادى است يعنى هر زمانى علىحده و مستقل ملاحظه شده و موضوع الحكم قرار گرفته ولى عموميت در دوّمى استمرارى است كه توضيح مفصل خواهد آمد ] درهرصورت خود خطاب با كمك كل زمان يا دائما و ابدا و . . . ازمنهء لا حقه را نيز فرامىگيرد و جاى ترديد نيست . 2 - و گاهى دليل به دلالت عقليه و بالملازمة العقلية ثبوت حكم در ازمنهء لا حقه را دلالت مىكند مثلا مولى فرموده : لا تهن فقيرا يعنى به هيچ فقيرى نبايد اهانت كنى اين خطاب به حكم عقل دلالت دارد كه هميشه چنين است يعنى در هيچ زمانى از ازمنه و مكانى از امكنه نبايد اهانت به فقير صورت پذيرد زيرا كه غرض مولى از نهى بقول قدما ترك اصل طبيعت است و بقول متأخرين زجر از اصل طبيعت است و قانون ترك طبيعت و انزجار از اصل طبيعت اينست كه : الطبيعة تنعدم بانعدام جميع افرادها العرضية و الطولية فى جميع الامكنة و الازمنة به گونه‌اى كه اگر تنها يك فرد از افراد آن در يك مكانى از امكنه يا زمانى از ازمنه تحقق يابد انزجار از اصل طبيعت كه غرض اصلى است يا ترك الطبيعة كه مطلوب مولى است حاصل نشده و لذا به حكم عقل نهى خواهان دوام و استمرار است .