على محمدى خراسانى
56
شرح رسائل (فارسى)
و سپس جداگانه مدعى بشارت هم هستيم اين جواب قانعكننده نبود و سخن جاثليق را قطع نمىكرد چون او مىتوانست بگويد حالا كه قبول كرديد بيائيد استصحاب كنيم . [ و امّا مطلب بشارت را جداگانه بايد اثبات كنيد و ما آن را معترفيم ] درحالىكه او قانع شد و به سراغ مطلب بعدى رفت و اين در صورتى است كه بگوئيم منظور امام ( ع ) از آنها اقرارها ، اعتراف به مجموع من حيث المجموع است يعنى ما نبوت عيسى و كتاب او را همراه با بشارت به نبوت نبى بعدى و تنها بر اين تقدير قبول داريم نه به صورت منجّز و بدون اين فرض تا ملزم به استصحاب شويم اين بود كه سخن جاثليق را قطع و ريشهكن نمود . و مؤيّد اين مطلب دنبالهء اين كلام است كه به منزله بيان مفهوم تعليق و شرط كلام قبلى است كه فرمود : و كافر بنبوة كل عيسى لم يقرّ بنبوة محمد ( ص ) و كتابه و لم يبشّر به امته يعنى آن جمله قبلى با اين جمله در حقيقت بدين معنا است كه اگر عيسى به نبوت پيامبر ما اقرار كرده و بشارت داده باشد ما نبوت او را قبول داريم مفهومش اينست كه اگر چنين بشارتى نباشد ما نيز چنان نبوتى را قبول نداريم . قوله : و امّا التزامه : اين قسمت توضيح فراز دوّم روايت است : ممكن است به ذهن كسى اين شبهه خطور كند كه اگر منظور حضرت ( ع ) از فراز اوّل يعنى اعتراف به نبوت و كتاب عيسى ( ع ) عبارت بود از نبوت تقديريّه [ كه شما مدّعى هستيد ] همان فراز كافى بود كه سخن عالم كتابى را قطع كند و او را مجاب سازد و وى نتواند ما مسلمانان را به جريان استصحاب ملزم سازد . و با اين ملاحظه ديگر نيازى نبود كه در فراز بعدى حضرت بيّنه بياورند درحالىكه حضرت به اقامه بينه ملتزم شده .