على محمدى خراسانى
57
شرح رسائل (فارسى)
و لذا شايد متوهمى توهم كند كه اين التزام حضرت به بيّنه خود دليل آنست كه حضرت در فراز اوّل به نبوت تنجيزيه اعتراف نمودهاند و اين مقدار جوابگوى عالم يهودى نبود زيرا كه جا داشت وى فورا به استصحاب چسبيده و حضرت را ملزم بدان كند و بگويند پس اصل نبوت را هر دو قبول داريم و شما كه ما زاد برآن بشارت را هم مدعى هستيد لطفا بيّنه بياوريد و بالجمله التزام به بينه دليل است بر تسليم شدن در برابر استصحاب و آن كاشف است از اعتراف به نبوت تنجيزيه پس نتوان از سخن امام اين جواب پنجم را برداشت نمود . مرحوم شيخ در مقام جواب مىفرمايند : اين التزام به بيّنه دليل بر تسليم حضرت در برابر استصحاب نيست و دلالت ندارد كه حضرت اصل نبوت تنجيزيه را قبول كرده و براى اثبات بشارت نيازمند بيّنه گرديده بلكه حكمت اصلى التزام به بيّنه آنست كه حضرتش ( ع ) از آغاز اين مناظره و بحث آزاد مصمّم بودند به اينكه حقيقت را براى جهانيان روشن ساخته و افكار قابل هدايت را به صراط مستقيم هدايت نمايند . و لذا از هر راهى كه آنها مايل بودند و تقاضا مىكردند حضرت وارد مىشد اگر بيّنه مىخواستند بيّنه مىآورد و اگر برهان طلب مىكردند اقامهء برهان مىكردند و اگر شاهدى از قرآن مىخواستند قرآن تلاوت مىفرمود و اگر مدركى از تورات و انجيل مطالبه مىكردند حضرتش از كتاب خود آنها جواب مىداد و . . . لئلا يكون للناس على الله حجّة و ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حىّ عن بيّنة . . . قوله و الّا : شاهد مطلب ما كه التزام حضرت به بيّنه از باب اثبات حق بود نه از باب تسليم بودن در برابر استصحاب اينست كه اگر از باب تسليم بود نتيجه اين مىشد كه اصل نبوت عيسى را هر دو قبول كردهاند و در مسئله بشارت