على محمدى خراسانى
40
شرح رسائل (فارسى)
[ و اين انفتاح هم به حكم عقل كه الآن ذكر شد ثابت مىگردد و هم به حكم نصوص فراوان قرآنيه كه دلالت بر تعذيب كفار دارد كه اين قرينه بر جاهل مقصر بودن آنها است و گرنه بقول مرحوم آشتيانى : القصور لا يجامع العذاب قطعا و ان لم يكن منافيا للتنجيس و هم به حكم اجماع ثابت است كه به اجماع المسلمين چنين جاهلى معذور نيست چون متمكن از فحص است خصوصا در مثل مسئله نبوت ] . و باز به ويژه نسبت به نبوت نبى اسلام ( ص ) كه معجزهء او يعنى قرآن يك معجزهء جاودانه است و هر انسان منصفى در هر عصر و نسلى در آن نظر كند از ابعاد مختلف او را صاحب اعجاز يافته و از عمق جان به نبوت آورندهء آن اقرار مىكند . و باز به ويژه براى شخصى مثل اين عالم يهودى كه هم عالم است و هم در بلاد اسلامى نشو و نما پيدا كرده آن هم در اطراف نجف كه حوزهء هزار سالهء تشيّع در آن مستقر است و ابدال و فحول در هر فنى در آن لنگر انداختهاند با اينهمه جاى هيچگونه عذر آوردن و بهانه تراشيدن نيست . ب : و اگر منظورتان الزام و اسكات ما مسلمانها باشد كما هو الظاهر من تعبيركم يعنى خود شما استصحاب را قبول نداريد ولى چون ما مسلمانان و به ويژه شيعيان استصحاب را قبول داريم مىخواهيد از اين راه ما را مجاب ساخته و قانع كنيد خواهيم گفت : اگر مىخواهيد ما را به استصحاب ملزم كنيد البته بايد موضوع الاستصحاب كه شك در بقاء است در حق ما ثابت شود تا بتوانيد ما را ملزم به آن كنيد . ولى خوشبختانه به قول مرحوم آشتيانى : انّا قاطعون بنسخ الشريعة السابقة و لسنا شاكين فى بقائها حتى يمكن الزامنا ببقائها بالاستصحاب و اگر مىخواهيد ما را به خود شك كه موضوع استصحاب است ملزم كنيد .