على محمدى خراسانى

93

شرح رسائل (فارسى)

و نوشته شده ما الآن كه كتاب وسائل الشيعة را مثلا باز مىكنيم مستقيما با اين مضمره روبرو مىشويم كه قال زراره : قلت له و متحير مىشويم كه مرجع ضمير كيست ولى اگر دفتر حديث زراره در اختيار ما بود به راحتى مىتوانستيم بفهميم كه منظور امام باقر مثلا كى مىباشد كه فرضا در مجلس دهم اين احاديث از حضرتش صادر شده [ طبق اين بيان كليه مضمره‌هاى شاغلين به كتابت و جمع‌آورى احاديث از قبيل زراره و غيره ارزشمند مىشود ] . و امّا دو بحث دلالى : بحث اوّل : جملهء و الّا فانه . . . يك جملهء شرطيه است كه در اصل بوده [ و ان لا ] آنگاه ان از ادوات شرط است و لاء نافيه اشاره به فعل شرط است كه به قرينهء ما قبل معلوم مىگردد چون قبلش فرمود : حتى يستيقن انه قد نام حال مراد از لا يعنى لا يستيقن انه قد نام و امّا جزاء اين شرط چيست ؟ سه احتمال مطرح است : [ البته احتمال چهارمى هم وجود دارد كه از زبان مرحوم مظفر در جلد چهارم شرح اصول فقه آورده‌ام فراجع ] . احتمال اوّل : جزاء محذوف است و جمله فانه على يقين من وضوئه « صغرى » و لا ينقض اليقين ابدا بالشك « كبرى » اين مجموعه صغرى و كبرى علت آن جزاء است كه قائم مقام جزاء شده و در اصل چنين بوده و ان لم يستيقن انه قد نام فلا يجب عليه الوضوء لانّه كان على يقين من وضوئه فشك و لا ينقض . . . يعنى اگر يقين به نوم ندارد پس وضو بر او واجب نيست به علت اينكه چيزى نيامده كه وضو را درهم بشكند تنها شك آمده كه آن هم عند جميع العقلاء قابل نيست تا يقين را خورد كند و بر زمين بكوبد خردمندان جهان هرگز به اين شك اعتنا نمىكنند . سؤال : آيا حذف جزاء و قيام علت مقام آن در قرآن و كلام عرب نمونه‌اى دارد تا قابل قبول باشد ؟