على محمدى خراسانى
40
شرح رسائل (فارسى)
امّا جواب اجماع قولى : بهزودى خواهد آمد كه جمع كثيرى از اصوليين تصريح كردهاند كه استصحابات عدميه هم در محلّ نزاع داخل است آنگاه با آنهمه تصريحات بر خلاف آيا باز هم جا دارد كسى مدّعى اجماع شود و بگويد بالاجماع عدميات خارجند ؟ كدامين اجماع ؟ ! و امّا جواب سيره : سيره علماء در مباحث الفاظ تنها بر اصول عدميّه مستقر نشده بلكه همان گونه كه از اصول عدميه نظير اصل عدم نقل - عدم اشتراك - عدم تخصيص و . . . استفاده مىكنند همچنين از اصول وجوديه هم از قبيل اصالة الظهور - اصالة العموم - اصالة بقاء اللفظ بر معناى لغوى آن و . . . استفاده مىكنند حال اگر به اين دليل كه سيره جارى شده شما امور عدميه را از محل بحث خارج كنيد بايد به همين دليل بگوئيد : امور وجوديه هم از محلّ نزاع خارج است و حال آنكه احدى بدان ملتزم نيست پس سيره هم دليل نيست و اصولا مستند اين سيرهء فقهاء عبارتست از اينكه عقلاء عالم در مكالماتشان از اين اصول استفاده مىكنند و فقهاء هم بما انهم من العقلاء از اين اصول مدد مىگيرند و هيچ ارتباطى به استصحاب مورد دعواى ما ندارد . و امّا جواب دليل سوّم : مرحوم شيخ از اين دليل شش جواب مىدهند : جواب اوّل : اين استدلال شما معارض دارد زيرا كه همانطورىكه پارهاى از ادلّه حضرات در باب استصحاب ظهور دارد در اختصاص به امور وجوديه مثل همان دليل سوّم همچنين برخى از ادلّهء آنها هم مختص به امور عدميه است و در آنجا نزاع دارند فى المثل در اين فرع فقهى كه دو نفر بر سر امرى نزاع دارند و يكى مثبت آن ديگرى نافى است و هركدام هم بيّنه دارند در چنين موردى جماعتى براى نفى حجيت استصحاب چنين استدلال كردهاند : اگر استصحاب حجّت بود لازمهاش اين بود كه بيّنه نفى بر بيّنه اثبات مقدم شود چون بينه نفى با استصحاب عدمى تقويت مىشود و رجحان پيدا مىكرد و حال آنكه آقايان بينه نفى را مقدم نداشتهاند .