على محمدى خراسانى

16

شرح رسائل (فارسى)

امّا موضوع العلم : موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتية يعنى موضوع هر علمى عبارتست از آن چيزى كه در آن علم از عوارض و احوالات آن گفتگو مىشود و خلاصه آنكه نقطهء مركزى مباحث يك علم است . فى المثل در علم كلام از احوالات مبدأ و معاد گفتگو مىشود پس موضوع آن مبدأ و معاد است يا در علم منطق از احوالات معرف و حجت بحث مىشود و هكذا علم نحو نسبت به كلمه و كلام من حيث الاعراب و البناء و علم فقه نسبت به افعال اختياريه مكلّفين و . . . و امّا مسائل العلم : مجموعهء مطالبى كه از اوّل تا آخر يك علم مورد بحث و بررسى و اثبات و نفى واقع مىشود و هركسى بر مطلب خود استدلال مىكند نامش مسائل يك علم است كه هدف اصلى از فراگيرى آن علم آشنائى با اين مطالب است . مثلا در علم فقه بحث مىشود كه آيا صلاة الجمعة واجبة ام لا ؟ آيا غنا حرام است يا نه ؟ استعمال دخانيات حرام است يا نه ؟ و . . . آنگاه هر فقيهى طرفى را برگزيده و بدان استدلال مىكند يا مثلا در علم اصول فقه بحث مىشود از اينكه : آيا مشتقات ظهور دارند در ما تلبّس يا اعمّ از ما تلبّس و ما انقضى عنه التلبس ؟ آيا اوامر ظهور در وجوب دارند يا خير ؟ آيا ظواهر حجيت دارند يا خير ؟ و . . . كه اين‌ها مسائل اصول ناميده مىشود و بقول صاحب حاشيه : المسائل قضايا تطلب فى العلم آنگاه پاره‌اى از مسائل علم جزء بديهيات و بخش عمدهء آنها از نظريات هستند كه در آن علم بر آنها استدلال مىشود . و امّا مبادئ العلم : مبادى عبارتست از مجموعهء امورى كه مسائل و مطالب يك علم برآن امور مبتنى است و تا اين مبادى شناخته نشود آن مسائل هم قابل شناسائى نيست آنگاه مبادى بر دو قسم است : 1 - مبادى تصوريه 2 - مبادى تصديقيّه