على محمدى خراسانى
14
شرح رسائل (فارسى)
( امر دوّم ) مقدّمه : احكام عقليه بر دو قسم است : 1 - مستقلات عقليه . 2 - غير مستقلات عقليه . منظور از مستقلات عقليّه احكامى است كه حاكم على الاطلاق در آنها عقل است و نيازى به كمك شارع ندارد بلكه صغرى را عقل ادراك مىكند كبرى را هم عقل ادراك مىكند و نتيجه را هم عقل مىگيرد . فى المثل عقل مىگويد : العدل حسن يا الظلم قبيح و همان عقل مىگويد : كلّما حكم به العقل حكم به الشرع يعنى ملازمه را هم كه كبراى كلّى است عقل ادراك مىكند و سپس نتيجه مىگيرد كه فالعدل حسن او واجب شرعا و يا فالظلم قبيح او حرام شرعا اينها را مستقلات عقليه گويند . و منظور از غير مستقلات عقليّه عبارتست از احكامى كه حاكم على الاطلاق در آنها عقل نيست بلكه همواره صغرى را با استعانت از خطاب شارع درست مىكند و كبراى كلى را هم خود عقل حكم مىكند و با ضميمه خطاب شارع به نتيجه مىرسد . فى المثل شارع فرموده ذى المقدّمه مثل صلاة واجب است « صغرى » بدنبال آن عقل مىگويد : ملازمه است بين وجوب شيئى با وجوب مقدمات آن و بعد نتيجه مىگيرد : پس مقدمات صلاة مثلا هم واجب است شرعا اينها را غير مستقلات گويند كه تفصيلا در شرح اصول فقه ج 2 آوردهام . با عنايت به اين مقدّمه سؤال اينست كه بنا بر مبناى متقدمين يعنى حجيّت استصحاب از باب حكم عقل به مناط ظن به بقاء آيا اين حكم عقلى از مستقلات عقليّه است يا از غير مستقلّات ؟ در جواب مىفرمايند :