على محمدى خراسانى
79
شرح رسائل (فارسى)
كه سعادتمند و خوشبخت شويد و با دستى پر از اين جهان بديار ابديّت سفر كنيد و نيز اجتناب از مفسدهء ملزمه هم لازم است . در اين كبراى كلّى بحثى نيست منتهى صغريات و مصاديق اين حكم عقلى كه كدام فعل داراى مصلحت هست و آن هدف را تامين مىكند و كدام داراى مصلحت نيست متفاوت است برخى از اين صغريات را هم خود عقل ادراك مىكند فى المثل عقل مىفهمد كه عدالت حسن است ، احسان بايستى است ، ظلم قبيح است ، خيانت در امانت ناپسند است و . . . در اينگونه موارد كه مستقلات عقليه نام دارد حكم عقل تنجيزى است و معلّق نيست بلكه صغرا و كبرا چيده و نتيجه مىگيرد كه پس بايد عادل باشى - احسان كنى - ظلم نكنى و . . . ولى بخش عمدهاى از صغريات هست كه عقل استقلالا و بدون استعانت شرع نمىتواند درك كند . فى المثل عقل درك نمىكند كه آيا نماز با اين كيفيت خاصه داراى مصلحت ملزمه هست يا نه ؟ حج چطور ؟ وضو با اين كيفيت خاصه چطور ؟ و . . . امّا به شرع كه مراجعه كنيم به اين امور امر كرده و ما مىدانيم كه شارع مقدس حكيم است بدون مصلحت و حكمت به چيزى امر نمىكند پس امر شرعى كشف از مصلحت مىكند آنگاه زمينه براى حكم عقلى فراهم مىشود و عقل حكم مىكند به لزوم تحصيل آن مصلحت بواسطهء اتيان آن عمل . و بر همين اساس گفتهاند قانون تلازم ميان حكم عقل و شرع طرفينى است يعنى كلّما حكم به العقل حكم به الشرع و كلّما حكم