على محمدى خراسانى

46

شرح رسائل (فارسى)

القاء نشود اين نوع را قبلا مطرح ساختيم و ابطال آن را از زبان ميرزاى قمى شنيديم كه صرف فرض است و واقعيت خارجى ندارد زيرا كه ما امروز از كجا و با كدامين دليل مىتوانيم اين مطلب را اثبات كنيم . 2 - اجمال الخطاب ذاتى اتفاقى : يعنى خطاب صادره از شارع از همان روز اوّل صدور اجمال داشته و مخاطبين هم مراد را نفهميدند منتها متكلّم تعمّدى بر اجمال‌گوئى نداشته بلكه تصورش اين بوده مرادش مفهوم خواهد بود ولى اتّفاقا و تصادفا شنونده مراد را نفهميد اين قسم هم ملحق به فرض قبلى و بلكه پست‌تر از آنست و نسبت به شارع اساسا چنين چيزى متصور نيست آرى نسبت به موالى عرفيه متصوّر است كه مورد بحث نيست . 3 - اجمال الخطاب عارضى : يعنى روز اوّل كه خطاب صادر شد كاملا مبيّن بود بعدها در اثر عروض عوارض و بروز موانع بر ما مجمل شد و ضمنا ما هم مخاطب به آن خطابات هستيم اشكال اين فرض هم اينست كه ما اصل مبنا را قبول نداريم كه ما مخاطب به اين خطابات باشيم [ تمامى اين سه فرض بر اين اساس است كه خطابات قرآنيه شامل معدومين هم مىشود كه عندنا باطل است ] 4 - اجمال الخطاب تسامحى : يعنى خطابى كه الآن بدست ما رسيده مجمل هست اساسا ما مخاطب به آن نيستيم و لذا نام آن را براى ما اجمال خطاب گذاشتن يك نوع مسامحه و تجوّز و توسّع در عبارت است و گرنه خطاب اساسا مال ما نيست حال اين نوع از اجمال الخطاب در حقيقت برگشت به فقدان خطاب مىكند حال مورد بحث جناب خوانسارى در قسم 2 و 3 مىباشد كه ما را با آن كارى نيست و مورد بحث ما در قسم چهارم است پس كاملا روشن شد كه ايشان با ما موافق نيستند .