على محمدى خراسانى
42
شرح رسائل (فارسى)
وجوب را يا بقاء اشتغال را نتيجه مىگيريم كه پس اتيان به محتمل ديگر هم واجب است و اين با ضميمه علم اجمالى به وجوب احدهما فى الواقع درست مىشود و گرنه اثر شرعى نيست و شارع نفرموده محتمل ثانى را انجام بدهيد يا خير و اصل مثبت عندنا حجت نيست كما سيأتى . قوله : و من هنا : در اينجا براى شما مثالى مىآوريم كه استصحاب جارى است و اثر شرعى دارد و اصل مثبت هم نيست و آن اينكه : تفصيلا مىدانيم كه ظهر و عصر واجب است ولى دو ساعت به غروب مانده شك مىكنيم كه ظهر و عصر را خواندهايم يا نه استصحاب مىكنيم بقاء وجوب ظهر و عصر را و مىگوئيم : اوّل وقت كه ظهر و عصر بر ما واجب بود حالا نمىدانيم واجب باقى است يا نه استصحاب مىكنيم وجوب ظهر را و يا استصحاب عدمى جارى مىكنيم يعنى استصحاب مىكنيم عدم اتيان را و در نتيجه ظهر مىشود وجوب شرعى مولوى و فرقش با آن استصحابات سهگانه در اينست كه : در آنجاها مستصحب شما چيزى و وجوب محتمل ثانى چيز ديگر بود ولى در اينجا خود عدم اتيان ظهر و يا وجوب ظهر مورد استصحاب است . ( مسئله دوّم - اجمال نص ) دومين مسئله از مسائل چهارگانهء علم اجمالى و شبههء وجوبيه و دوران بين المتباينين آنست كه منشأ شبهه اجمال نص باشد فى المثل مولائى به عبدش مىگويد : ايتنى به عين يعنى يك عينى برايم بياور كه كلمهء