على محمدى خراسانى
43
شرح رسائل (فارسى)
عين مشترك لفظى است و مخاطب نمىداند كه منظور مولى آيا طلا است ؟ يا نقره ؟ و يا . . . ؟ [ مثال عرفى ] يا مثلا خداوند فرموده : حافظوا على الصلوات و الصلاة الوسطى كه در بعض روايات صلاة وسطى به نماز ظهر و در بعضى به جمعه تفسير شده ولى روشن نيست كه مراد كدام است ؟ [ مثال شرعى ] حال همان گونه كه در مسئله اوّل يعنى مسئله فقدان نص در دو مقام بحث شد يكى مسئله مخالفت قطعيه و ديگرى مسئله موافقت قطعيه همچنين در مسئله اجمال نص هم همان دو مرحله بحث مطرح است ، اقوال همان اقوال است و ادلّه همان ادلّه است و مختار ما همان مختار است كه در مسئله اول داشتيم يعنى مخالفت قطعيه حرام و موافقت قطعيه واجب است و دليل ما همان ادلّه است كه مقتضى موجود و مانع مفقود است . . . و بلكه اگر در فقدان نص موافقت قطعيه واجب شد در مسئله اجمال نص بطريق اولى واجب است زيرا كه در آن مسئله از اوّل نص مردّد بود و نمىدانستيم كه خطاب صادره از مولى چيست ولى در اين مسئله خطاب تفصيلى و معين داريم و آن خطاب صلّ الوسطى است كه بدست ما رسيده اگرچه مفهوم آن مردّد است پس بطريق اولى بايد احتياط كنيم ولى فتأمل كه خير اولويّتى نيست زيرا كه تردّد يك خطاب بين دو مفهوم هم برمىگردد به تردّد خطابين امّا اولويت هم كه نباشد مساوات حتمى است . و امّا مخالفين در مسئله : يكى ميرزاى قمى مخالف است و همانند فقدان نص مىگويد موافقت احتماليه كافى است و دليلش همان است كه در مسئله اوّل ذكر شد و آن اينكه : اگر علم اجمالى مؤثر افتد لازم مىآيد تكليف به مجمل و تكليف به مجمل مستلزم تاخير بيان از وقت حاجت است و آن قبيح است و از مولاى حكيم صادر نمىشود پس