على محمدى خراسانى
41
شرح رسائل (فارسى)
بلكه مثبت يك وجوب عقلى مقدمى ارشادى است زيرا كه درست است كه مخالف و موافق همه مىگويند بايد محتمل اوّل را انجام داد ولى هركدام دردى دارند اما مخالف دردش اين است كه از مخالفت قطعيه و معصيت مولى هراسان است كه به حكم عقل حرام است پس از باب فرار از معصيت آن را واجب مىداند نه تعبدا و بعنوان انّه نماز جمعه واجب باشد تا دليل شرعى و كاشف از رأى معصوم باشد و امّا موافق دردش اينست كه دنبال موافقت قطعيه مىگردد و اين محتمل را هم كه واجب باشد مقدمهاى است براى نيل به آن مقصود نه اينكه تعبّدا ظهر يا جمعه را بما انها ظهر او جمعة واجب بداند تا حجت شرعى شود و اگر چنين شد اجماع ديگر ارزشى ندارد بلكه بايد مناطها را در نظر گرفت و بالجمله تعبّد در كار نيست بلكه هدف احراز واقع است امّا احتمالا كما عليه المخالف و امّا قطعا كما عليه الموافق . و امّا نسبت به محتمل ثانى كه از استصحاب استفاده شد دو جواب دارد : 1 - اينجا جاى استصحاب نيست زيرا كه همان عقلى كه من اوّل الامر حاكم بوده به وجوب اتيان جميع از باب دفع عقاب محتمل و از باب مقدمه علميه و از باب اشتغال يقين همان عقل پس از اتيان به محتمل اوّل هم زنده و حاكم است و جاى ترديد نيست تا نوبت به استصحاب برسد و اگر پس از محتمل اوّل كسى بگويد حكم عقل باقى نيست بايد به او گوشزد كنيم كه شما از فرض بحث خارج شديد و اين خلاف فرض است . 2 - تمامى اين استصحابات اصل مثبت هستند و مقارن عقلى اتفاق را ثابت مىكنند زيرا كه وقتى ما استصحاب مىكنيم عدم اتيان را يا بقاء