على محمدى خراسانى
59
شرح رسائل (فارسى)
و نيازشان از غيب آگهى دارند و اگر اراده كنند كه از چيزى آگاه شوند براى آنها مقدور است ولى پيش از اينكه آنها اراده كنند اراده خدا مطرح است . پس در موضوعات مطلب فرق دارد . جواب ما : فرمايش شيخ حرّ دو بخش دارد : 1 - در بخش اوّل كه مربوط به ما نحن فيه است مىگوئيم : اين فرقگذارى ميان شبهه موضوعيه و حكميه ربطى به تفصيل شما ندارد زيرا كه جاهل به احكام واقعيه شرعا معذور نيست و لذا مع التمكن از امام بايد سؤال كند و در زمان غيبت هم بايد در ميان امارات فحص كند تا يأس حاصل كند اگر مقلد است اماره او فتواى مجتهد است و اگر مجتهد است اماره او ادلّه احكام است و امّا اينكه مع التعذر و بعد از فحص و ياس بايد احتياط كند چنين ملازمهاى در كار نيست و امّا جاهل به موضوعات شرعا معذور است و لذا متمكن از سؤال باشد يا نه درهرصورت حق ارتكاب دارد . 2 - در بخش دوّم سخن از علم ائمه به ميان آمد كه آيا آنها به همه جزئيات و وقائع خارجيه جزئيه آگاه هستند يا خير ؟ و برفرض آگهى كيفيت علم آنها به وقائع چگونه است ؟ آيا ارادى است كه كلّما ارادوا و شاءوا علموا ؟ و يا التفاتى است يعنى به مجرّد التفات و توجه به امرى و لو هنوز اراده نكرده و نخواستهاند آگاه مىشوند ؟ و يا از اين هم بالاتر علم آنها مثل علم ذات حق به همه جزئيات يك علم حضورى است كه همه واقعيات جزئيه و كلّيه در محضر آنها حضور دارند اگرچه علم خداوند علم حضورى ذاتى است ؟ اينجا جاى تاختوتاز عقل نيست و بايد از سخنان خود معصومين كمك بگيريم و متأسفانه از روايات وارده در اين باب مطلب مطمئن كنندهاى بدست نمىآيد و لذا بهتر آنست كه اين مطلب را به خود آنها واگذار كنيم كه