على محمدى خراسانى

8

شرح رسائل (فارسى)

موضوع دارد نه از حكم موضوع و حيث اينكه در باب خبر واحد از اصل حجيت و دليليت بحث داريم پس اين بحث از مبادى تصديقيه علم اصول است نه از مسائل آن . عقيدهء صاحب فصول : از آن رهگذر كه موضوع علم اصول ذوات الادلة الاربعة مىباشد يعنى ذات الكتاب ، ذات الستة و . . . . با قطع نظر از وصف حجيت و دليليّت نه اينكه ادلّه اربعه بما هى ادلّه موضوع باشند پس بحث از حجيّت و دليليت ادلّه اربعه در حقيقت بحث از عوارض موضوع است و جزو مسائل علم است نه مبادى آن و حيث اينكه در باب خبر واحد سخن از حجيت و دليليت داريم پس اين بحث از مسائل علم اصول است نه مبادى آن عقيدهء شيخ : ما هم مثل ميرزاى قمى معتقديم كه موضوع علم اصول ادلّهء اربعه با وصف دليليت است و اصل دليليت اين‌ها مورد بحث نيست زيرا كه حجيت اين‌ها در علم كلام تثبيت شده و جزو عقائد مسلمه ما است آنگاه بحث در اينست كه همان گونه كه سنّت يعنى قول يا فعل يا تقرير معصوم ( ع ) [ كه حجيّت آن مسلّم شده ] توسط خبر متواتر قابل اثبات است و همان گونه كه توسط خبر واحد همراه با قرائن قطعيه قابل اثبات است آيا توسط خبر واحد مجرّد هم ثابت مىگردد يا خير ؟ پس بحث ما از عوارض سنت است كه : هل تثبت السنة بالخبر الواحد ام لا و بحث از عوارض از جمله مسائل علم است [ تفصيل مطلب را بايد از مباحث حجّت شرح اصول فقه جلد سوّم بدست آورد فراجع ان شئت ] . پس از جواب سؤال دوّم برمىگرديم به جواب سؤال اوّل و آن اينكه : آيا خبر واحد حجّت هست يا خير ؟ به عبارت ديگر : آيا سنّت به توسط خبر واحد ثابت مىگردد يا خير ؟ روىهم‌رفته در اين باب سه نظريه ارائه شده :