على محمدى خراسانى

71

شرح رسائل (فارسى)

هم برآن مترتب مىشود و نتيجه آنست كه پس مخبر به به اين اخبار يعنى اخبار المفيد ثابت است آنگاه اخبار مفيد خود موضوعى براى صدق العادل است و اين موضوع با خود آيه نبأ كه در مقام بيان حكم است ثابت مىشود چون شيخ طوسى گفت : حدثنى مفيد و آيه نبأ گفت : صدق العادل يعنى شيخ طوسى را در اخبارش تصديق كن و تازه با تصديق شيخ ، اخبار المفيد ثابت مىشود و آنگاه به حكم آيه صدق العادل پس آيه هم خود موضوع را آفريد و هم بر گردهء آن سوار شد و هذا محال چون ثبوت الحكم متوقف بر ثبوت موضوع است آنگاه چگونه ممكن است براى خود موضوع‌ساز باشد ؟ . و امّا اشكال حكمى : مقدمه : در مورد خبر دادن عادلى به اينكه : زيد عادل سه ركن وجود دارد : 1 - خود خبر دادن متكلم 2 - مخبر به كه همان عدالت زيد باشد 3 - آثار مخبر به كه عبارتست از جواز تقليد اگر مجتهد باشد و جواز اقتداء اگر پيشنماز باشد و جواز قبولى شهادت در محكمه اگر شاهد يك حادثه باشد و . . . . آثار مخبر به خود چند نوع است : عقلى دارد و شرعى و عادى و . . . فعلا بحث ما در آثار شرعى است و آثار شرعى هم دوگونه است 1 - آثارى كه در واقع و نفس الامر ثابت است و بر اين مخبر به مترتب است 2 - آثارى كه بتوسط خود اين اخبار ثابت مىشود و لولاه ثابت نيست با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : اثرى كه در ما نحن فيه بر خبر شيخ طوسى يا خبر مفيد و . . . مترتب مىشود عبارتست از وجوب تصديق عادل و لا غير و اين وجوب تصديق در واقع و نفس الامر از آثار اين خبر نيست بلكه به بركت آيهء نبأ درست شده آنگاه آيه نبأ كه مىگويد : صدق العادل يعنى رتب الاثر متبادر به ذهن از اين آثار عبارتست از آثار شرعيه‌اى كه در واقع و نفس الامر براى مخبر به ثابت است و امّا اثرى را كه به نفس همين آيه مىخواهد اثبات گردد شامل نيست پس باز هم آيه شامل خبر مفيد و سابقين بر او كه صدوق تا صفار