على محمدى خراسانى

64

شرح رسائل (فارسى)

و ادّعاى اجماع بر عدم حجيت دارند متقابلا شيخ طوسى و اتباع او كه بمراتب بيشتر هستند خبر داده‌اند از اجماع بر حجيت خبر واحد حال اين دو ادّعا تعارض نموده و تساقط مىكنند و در نتيجه مانعى جلو مفهوم آيه را نمىگيرد . 3 - برفرض كه از دو اشكال فوق غمض عين كنيم مىگوئيم : اشكال اصلى اينست كه اصولا محال است كه خبر سيد از اجماع و رأى امام مشمول آيهء نبأ باشد و سه دليل بر اين استحاله اقامه مىكنيم الف : دخول خبر سيّد در مفهوم آيه مستلزم خروج آن از مفهوم آيه است و به عبارت ديگر از وجود آن عدمش لازم مىآيد « صغرى » و چيزى كه از وجودش عدمش لازم آيد محال و باطل است « كبرى » پس دخول خبر سيد در مفهوم آيه محال است « نتيجه » امّا صغرى : اگر آيه خبر سيد را هم شامل شود و دلالت كند بر حجيت خبر سيد [ كه عدم حجيت خبر واحد است ] لازم مىآيد كه ساير خبرهاى عدل حجت نباشند و داخل در مفهوم آيه نباشند چون مقتضاى خبر سيّد همين است و اگر به حكم خبر سيد خبرهاى عدول را باطل كرديم لازم مىآيد خود خبر سيّد هم حجّت نباشد زيرا كه اين هم خبر عادل واحد است و مثل ساير خبرهاى عدول است و اگر خبر خود سيّد هم حجت نباشد لازم مىآيد كه از مفهوم آيه بيرون رود اينست معناى ما يلزم من دخوله الخروج و من وجوده العدم پس اجماع سيّد خودكشى مىكند و امّا بيان كبرى : از واضحات است و نيازى به بيان ندارد . ان قلت : خبر سيد خودش را شامل نبوده و سبب نابودى خويشتن نمىگردد زيرا كه عند العقلاء هر خبرى از خود انصراف داشته و در ما عدا ظهور دارد و به عبارت ديگر طريق و مرآت است و موضوعية ندارد فى المثل كسى كه مىگويد : كل خبرى صادق ، اگرچه خود اين سخن هم يك خبر است ولى عرف اين را نمىفهمد عرف مىگويد : مرادش اينست كه وقتى در