على محمدى خراسانى

65

شرح رسائل (فارسى)

خارج مىگويم : زيد آمد صادقم ، وقتى مىگويم : خالد سفر كرد راست مىگويم و . . . . و هكذا در مثال كل خبرى كاذب ، و ما نحن فيه من هذا القبيل يعنى سيد كه بواسطهء اجماع از قول معصوم مبنى بر عدم حجيت خبر واحد خبر مىدهد خود اين يك خبر واحد است ولى از خودش انصراف دارد و منظور ساير خبرهاى واحد عادل است نظير قول زراره : قال الصادق ( ع ) يجب الجمعة مثلا و . . . بنابراين آن تالى فاسدى كه شما آورديد كه خودش خود را نابود مىكند ما قبول نداريم . قلت : برفرض هم كه اين خبر سيد به دلالت لفظيه خود را شامل نشود و از مورد خودش منصرف باشد امّا به دلالت عقليه و به تنقيح مناط مورد خود را نيز شامل است زيرا فلسفهء عدم حجيت ساير خبرهاى عدول اينست كه خبر واحد ظنى هستند و لذا حجت نيستند و همين مناط در خبر سيّد هم هست و از اين بابت هيچ امتيازى در خبر سيّد بر ديگران نيست پس مشكل فوق به قوت خود باقى است . ب : برفرض اينكه دخول خبر سيد در مفهوم آيه ممكن باشد امّا نافين و مثبتين و سيّد و شيخ همه و همه اجماع دارند بر اينكه خبر سيّد داخل در مفهوم آيه نيست امّا نافين : بدليل اينكه اگر مدّعى شوند كه خبر سيد در مفهوم آيه داخل است قبل از هر چيز مطلب خود آنها نقض مىشود كه مىگويند خبر واحد حجت نيست و لا ريب در اينكه خبر سيد هم خبر عادل واحد است و امّا مثبتين : بدليل اينكه از طرفى آنها مىگويند : خبرهاى عدول نظير خبر زراره‌ها و محمد بن مسلم‌ها و . . . در مفهوم آيه داخل است از طرف ديگر اگر بگويند خبر سيد هم داخل در مفهوم آيه است لازمه‌اش آنست كه قبول كنند كه پس ساير خبرهاى عدول حجّت نيست و در مفهوم آيه داخل نيستند و اين تناقض است پس همه قبول داريم كه خبر سيد از مفهوم آيه بيرون است .