على محمدى خراسانى
49
شرح رسائل (فارسى)
نكته خاصهاى است كه زنها رشد عقلى كافى ندارند و يا بخاطر قرينهء عامّه غلبه است يعنى چون غالب اينگونه خبرنگاران و غيبگويان زن هستند لذا مردهاى زنصفت را به حساب نياورد . و كلّى گفته . حال ما نحن فيه از همين قبيل است يعنى و لو موضوع در آيه فاسق است كه خاص است ولى تعليل آيه موجب تعميم است يعنى در هر خبرى كه احتمال ندامت باشد تبين هم كه معلول باشد هست چه خبر فاسق و يا عادل آنگاه نوبت به مفهومگيرى نمىرسد و لذا عام مقدم است . سؤال : اگر مناط ، احتمال ندامت است و فاسق بودن خصوصيتى ندارد پس چرا خداوند در آيه فاسق را آورده ؟ جواب : شايد بخاطر نكتهء خاصهاى باشد كه به قول محقق در معارج آن نكته آگاهاندن مسلمين و پيامبر ( ص ) از فسق وليد باشد . قوله و هذا الايراد : در رابطه با تفسير آيهء نبأ سه احتمال وجود دارد : احتمال اوّل : مراد از تبين ، تبيّن علمى باشد يعنى بر شما واجب است تحصيل علم كردن و مراد از كلمهء جهالت در ذيل آيه به قرينه مقابله با صدر عدم العلم باشد بنابراين احتمال معناى صدر آيه اينست كه : اگر فاسقى خبرى آورد بايد در اطراف آن تبين نموده و تحصيل علم كنيد و سپس بدان عمل كنيد مفهوم اين كلام آنست كه : پس اگر عادلى خبرى آورد تحصيل علم نسبت به آن بر شما واجب نيست بلكه بدون علم هم مىتوانيد به آن عمل كنيد و معناى ذيل آيه اينست كه به غير علم اقدام نكنيد و اين علت تعميم دارد يعنى در هيچ موردى بدون علم اقدام نكنيد حتى نسبت به خبر عادل و در همه جا تحصيل علم كنيد و عن علم اقدام كنيد آنگاه اين عموم تعليل با آن ظهور مفهومى تعارض پيدا مىكنند و همانطورىكه گفتيم عموم تعليل مقدم مىشود . شيخ مىفرمايد : اين احتمال اظهر احتمالات است زيرا كلمهء تبيّن از ريشهء