على محمدى خراسانى
50
شرح رسائل (فارسى)
بيان مشتق است و بيان يعنى امر واضح و روشن و آن غير از علم نيست و كلمهء جهالت هم در مقابل علم به كار مىرود و متبادر به ذهن از آن عدم العلم است و ميان آن دو تقابل ملكه و عدم ملكه حاكم است و طبق اين احتمال اشكال ثانى كه اشكال تعارض بود وارد است و قابل دفاع هم نيست . احتمال دوّم : مراد از تبيّن ، تبيّن عرضى باشد يعنى تحصيل اطمينان [ اطمينان بالاترين مرحلهء ظن و ما دون علم است و علم عادى ناميده مىشود و عند العقلاء به آن به ديدهء علم مىنگرند ] و مراد از جهالت به قرينهء مقابله عدم الاطمينان باشد بنابراين احتمال معناى صدر آيه اينست كه : اگر فاسقى خبرى آورد بر شما واجب است كه راجع به خبر وى از خارج تحصيل اطمينان كنيد چون خود اين خبر اطمينانآور نيست و نتوان بدان اعتماد كرد چون احتمال كذب قوى است مفهوم اين سخن آنست كه : پس اگر عادلى خبرى آورد تبين در اطراف آن واجب نيست يعنى تحصيل اطمينان از خارج لزومى ندارد زيرا كه خود خبر عادل بما هو هو اطمينانآور هست پس حجت است آنگاه تعليل ذيل مىگويد : بدون اطمينان اقدام نكنيد و اين علت موجب تعميم است يعنى در هركجا اطمينان آمد اقدام كنيد و هركجا اطمينان نبود اقدام نكنيد ولى اين تعليل با آن مفهوم متعارض نيستند زيرا كه تعليل ذيل اقدام بدون اطمينان را محكوم مىكند و مفهوم صدر مىگويد خبر عادل حجت است و كسى كه برطبق خبر عدل اقدام كند اقدامش بدون اطمينان نيست بلكه با اطمينان است پس منطوق و مفهوم هماهنگ هستند نه متنافى ، مرحوم شيخ مىفرمايد : طبق اين احتمال اشكال ثانى به آيه نبأ وارد نيست ولى خود اين احتمال اشكالاتى دارد [ مرحوم آشتيانى چهار اشكال ذكر كرده و شيخ به دو اشكال اشاره دارند ] . 1 - شما مىخواهيد با مفهوم آيه نبأ براى حجيت خبر عادل استدلال