على محمدى خراسانى

42

شرح رسائل (فارسى)

يحتمل مراد اين باشد كه زيد اصلا عبدى ندارد تا مطيع باشد يا نه و يحتمل مراد اين باشد كه زيد عبد دارد ولى عبد زيد مطيع نيست بلكه عاصى است در اينجا از آن اصل استفاده نموده و مىگوئيم : احتمال ثانى مراد است يعنى سالبه به انتفاء محمول است . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : در ما نحن فيه مفهوم آيه يك قضيه سالبه است و محتمل است سالبه به انتفاء موضوع باشد يعنى خبرى نيست تا تبين بخواهد و محتمل است سالبه به انتفاء محمول باشد يعنى خبرى هست ولى چون مخبر آن عادل است پس تبين نمىطلبد و طبق قانون فوق مفهوم آيه را بر احتمال ثانى حمل مىكنيم پس استدلال تمام است . جواب ما : اگر ما از اوّل امر يك قضيه سالبه‌اى داشته باشيم و داراى دو احتمال فوق باشد حق با شما است ولى در مورد آيه نبأ قضيه سالبه‌اى در به دو امر نيست بلكه هرچه هست يك قضيه شرطيه موجبه است كه مىخواهيم از آن مفهوم بگيريم و در مفهوم‌گيرى تابع منطوق بايد بود نه تابع قانون فوق و حيث اينكه در منطوق خبرى از عادل نبود و موضوع منطوق فاسق بود در مفهوم هم كذلك پس حكم عادل از آيه نه منطوقا و نه مفهوما قابل استفاده نيست پس استدلال ناتمام است . * * *