على محمدى خراسانى
43
شرح رسائل (فارسى)
( اشكال دوّم ) خلاصهء اشكال اوّل اين شد كه در اين آيه اصلا مقتضى وجود ندارد يعنى آيه نبأ داراى مفهوم نيست تا دليل بر مطلوب باشد ولى در اشكال ثانى مىخواهيم بگوئيم كه برفرض وجود مقتضى و قبول اينكه آيه داراى مفهوم وصف يا شرط است امّا وجود مقتضى كافى نيست در تأثير بلكه نياز به عدم المانع هم هست و متأسفانه در خود آيهء نبأ مانع بزرگى وجود دارد كه جلو تأثير مقتضى را مىگيرد و آن مانع عبارتست از عموم تعليل ذيل آيه ، بيان مطلب : درست است كه صدر آيه مخصوص خبر فاسق است و در مورد خبر فاسق فرمان وجوب تبين را صادر نموده ولى ذيل آيه فلسفهء اين حكم را ذكر مىكند و آن اينكه : علت وجوب تبين عبارتست از احتمال وقوع در ندامت و اين مناط تعميم دارد يعنى مشترك است ميان خبر عادل ظنى و خبر فاسق ظنى زيرا در هر دو احتمال ندامت هست پس اگر در خبر فاسق به دليل احتمال ندامت تبين واجب شده بايد در خبر عادل هم به همين دليل تبين واجب باشد آنگاه عموم تعليل ذيل با ظهور مفهوم صدر آيه باهم تعارض مىكنند . و نسبت ميان آن دو از نسب اربع عموم و خصوص من وجه است يعنى هركدام از جهتى عام و از جهتى خاصند امّا مفهوم آيه شامل مىشود مطلق خبر عادل را چه علمى و چه غير علمى و امّا تعليل آيه دلالت مىكند بر عدم حجيت مطلق خبرهاى غير علمى و يا محتمل الندم را چه خبر فاسق و چه خبر عادل آنگاه مادهء افتراق از ناحيه مفهوم آيه خبر عادل علمى است كه مفهوم اين را شامل است ولى تعليل ذيل شامل نيست و ماده افتراق از ناحيه عموم تعليل خبر فاسق غير علمى است و مادّه اجتماع و تصادق هر دو خبر عادل غير علمى