على محمدى خراسانى

110

شرح رسائل (فارسى)

عبارتست از مورد الآية و شأن نزول آنكه راجع به آيات و نشانه‌هاى نبوت است و اين يك امر اعتقادى است و در امور اعتقادى علم لازم است و نتوان به آيه در مورد خودش عمل نكرد ولى در ساير موارد بدان عامل بود . قوله نعم : در مواردى كه شرع مقدس اظهار را واجب نموده مثل قول زن نسبت به ما فى الارحام و نسبت به طهر و حيض و مثل قول خبرهء واحد در باب تعيين قيمت متلفات و مثل قول دو عادل در باب شهادت بر يك حق مالى يا جانى و . . . . . و غالبا هم در اين موارد از قول اين‌ها علم پيدا نمىشود در چنين مواردى لا يبعد كه بگوئيم حال كه اظهار واجب شده آن هم بقول مطلق پس بايد قبول هم واجب باشد و الّا يلزم كه اظهار لغو باشد امّا اين موارد كلا از موضوعات هستند و ربطى به احكام ندارند و بحث ما در باب خبر واحد در احكام است . 3 - اشكال سوم اينست كه : ممكن است وجوب اظهار تعبدى باشد و وجوب قبول هم كذلك يعنى چه يقين بكنى يا نه حق را شناسى يا نه وقتى مظهر اظهار كرد يجب القبول بنابراين آيه به درد ما نحن فيه مىخورد ولى ممكن هم هست كه خداوند اظهار را واجب كرده و وقتى اظهار واجب شد خود به خود مظهر حق زياد مىشود و وقتى مظهر زياد شد حق واضح و جلى مىشود و از باب علم عمل مىشود نه تعبدا و بنابراين آيه به درد خبر واحد نمىخورد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . 4 - ( آيه سؤال ) چهارمين آيه‌اى كه در باب حجيت خبر واحد بدان استدلال شده آيه شريفه سؤال است كه در دو سوره از قرآن يكى در سوره ( نحل ) و ديگرى