على محمدى خراسانى

111

شرح رسائل (فارسى)

( انبياء ) عنوان شده و آن اينكه : ( فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) . * كيفيت استدلال : آيه شريفه به ظهور منطوقى بر وجوب سؤال نمودن اشخاص جاهل از افراد اهل العلم و الذكر دلالت مىكند چون به صيغهء امر آمده و فعل امر ظهور در وجوب دارد فالسئوال واجب سپس مىگوئيم : اگر سؤال بر فرد عامى و جاهل واجب شد لازمه‌اش آنست كه جواب هم بر شخص عالم و دانشمند واجب شود و گرنه يلزم ايجاب السؤال از سوى شارع لغو و عبث باشد و هو قبيح محال و اگر جواب دادن به سؤال بر عالم واجب شد لازمه‌اش آنست كه قبول الجواب هم بر سائل واجب باشد و گرنه لازم مىآيد كه ايجاب الجواب على العالم لغو و عبث باشد و هو قبيح محال على الحكيم تعالى آنگاه نتيجه مىگيريم كه قبول جواب واجب است آن هم مطلقا يعنى چه از جواب اهل الذكر علم پيدا بكنيم و يا مظنّه در هر حال يجب القبول آنگاه تطبيق مىكنيم اين كبراى كلى را بر ما نحن فيه يعنى مىگوئيم : كسى كه به خدمت امام ( ع ) شرفياب شده و حديثى را از امام شنيده او از اهل الذكر است يعنى عالم به اين حديث است آنگاه بر ديگران سؤال واجب و بر او جواب واجب و بر ديگران قبول واجب مىشود و لو علم‌آور نباشد . ان قلت : مدّعاى شما حجيت همهء اخبار آحاد است چه احاديثى كه در جواب سؤال وارد شده كه مثلا شخصى از زراره پرسيده و لو حديث امام صادق ( ع ) را نقل نموده و چه احاديثى كه مسبوق به سؤال نيستند بلكه ابتدا به ساكن زراره در مسجد نشسته و در مقام درس و بحث القاء نموده است امّا دليل شما از اين مدعا اخص است زيرا فقط رواياتى را كه در جواب سؤال وارد شده شامل مىشود پس اين دليل به درد آن مدّعا نمىخورد . قلت : گرچه آيهء سؤال به ظهور لفظى اين بخش از روايات را شامل