على محمدى خراسانى

10

شرح رسائل (فارسى)

نيست [ كلّما ازداد صحة ازداد و هنا و كلما ازداد وهنا ازداد صحة ] . 2 - بعضى مىگويند : رواياتى كه راويان آنها امامى عدل باشند حجتند و لا غير . 3 - بعضى مىگويند : رواياتى كه راويان آنها مورد وثوق [ اطمينان به صدق ] باشند حجتند و لا غير . 4 - بعضى مىگويند : ما كارى به راوى نداريم و وثوق مخبرى را مناط نمىدانيم بلكه وثوق خبرى ملاك است يعنى هر حديثى كه مظنون الصدور باشد حجت است اگرچه راوى آن شمر بن ذى الجوشن باشد و هر حديثى كه مظنون الصدور نباشد حجت نيست و لو راوى آن انسان موثقى باشد . 5 - و تفصيلات ديگرى كه در كتب مطوّله و كتب فقهيه بيان شده است . پس از نقل اقوالى ما فعلا در صدد بيان تمام اين اقوال و نقد آنها نيستيم بلكه غرض اصلى ما اثبات حجيت خبر واحد است فى الجملة يعنى به صورت موجبهء جزئيه در مقابل سلب كلّى يعنى كسانى كه بكلّى منكر حجيت خبر واحد از باب ظن خاص مىباشند و در آينده كه استدلالها را آورديم مقدار دلالت هم روشن خواهد شد و بحث خود را در دو مقام قرار مىدهيم : مقام اوّل : ادلّهء منكرين حجيت خبر واحد : اين گروه براى اثبات مدعاى خود به سه دسته از ادلّه تمسك كرده‌اند : 1 - كتاب 2 - سنت 3 - اجماع . امّا از قرآن : به سه دسته از آيات تمسك نموده‌اند : 1 - آياتى كه ما را از عمل نمودن به غير علم و متابعت غير علم نهى فرموده نظير اين آيه كه مىگويد : « لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ « يعنى » از غير علم متابعت نكن چه اين غير علم ، ظن باشد و يا شك و يا وهم تنها بايد به علم متكى بود آنگاه خبر واحد مجرّد از قرائن داخل در غير علم است و به حكم