على محمدى خراسانى

87

شرح رسائل (فارسى)

ديگران بايد به داد او برسند و ارشادش كنند ما مىگوئيم : اين ربطى به حجية القطع ندارد بلكه در باب ارشاد جاهل داخل است [ جاهل اعم است از شاك كه جهل بسيط دارد و ناسى كه يادش رفته و قاطع به خلاف كه در جهل مركب بسر مىبرد ] و ادلّهء وجوب ارشاد جاهل تفاوتى قائل نيستند ميان قطّاع و غير قطاع بلكه دلالت مىكنند كه در هركجا شخص از روى جهالت گرفتار شد بايد راهنمائى شود بيان ذلك : در باب احكام شرعيه ارشاد جاهل واجب است يعنى اگر كسى جاهل به حكم است بايد به او آموخت ولى در باب موضوعات احكام آن بخش كه مربوط به حق الناس مىشود چه در نفوس و چه اعراض و چه اموال باز ارشاد جاهل لازم است فى المثل حاكم شرع در اثر جهل واقع شخص را مهدور الدم تشخيص داده و در صدد اعدام وى برآمده ولى عدول مؤمنين مىدانند كه اين شخص مقصر نيست بايد به قاضى اعلام كنند و هكذا در اعراض و اموال و امّا در حقوق اللّه ارشاد لازم نيست فى المثل كسى مىداند كه بول نجس است و هر نجسى حرام است ولى نمىداند كه آيا اين مايع بول هست يا نه اگر خواست بخورد و شما يقين دارى به بوليت اينجا گفتن و ارشاد لازم نيست و در تمام اين موارد لا فرق ميان قطاع و غير قطاع . ان قلت : ادلّهء امر به معروف و نهى از منكر مىگويد در باب موضوعاتى كه مربوط به حق اللّه مىشود نيز ممانعت و ردع لازم است پس بايد اعلام كرد و فرياد زد . قلت : اوّلا ادلّه امر بمعروف و نهى از منكر مختص است به صورتى كه شخص عالم است و مرتكب مىشود منكرى را يا ترك مىكند واجبى و معروفى را ربطى به جاهل ندارد و ثانيا برفرض شمول مىگوئيم : آن ادلّه هم فرقى نمىگذارد ميان آدم قطاع كه قطع او خطا است و آدم متعارف بلكه