على محمدى خراسانى
6
شرح رسائل (فارسى)
مراد از مكلّف شأنى در اين مقام عبارتست از انسان بالغ و عاقل و قادر كه تنها حالت التفات را ندارد و غافل است و ما دام غافلا خطاب متوجه او نيست ولى شأنيت خطاب را دارد يعنى كافى است كه ملتفت شود تا مخاطب به خطاب فعلى گردد ولى مراد از مكلّف فعلى عبارتست از البالغ العاقل القادر الملتفت ، حال مقصود شيخ از مكلّف ، مكلّف شأنى است نه فعلى زيرا اگر مكلف فعلى مراد باشد حالت التفات و ذكر هم براى او پيدا شده دوباره معنى ندارد كه بدنبال آن بگويد : اذا التفت . . . چون مستلزم تحصيل حاصل است . ج : التفات به حكمى از احكام بر دو قسم است : 1 - التفات اجمالى 2 - التفات تفصيلى . التفات اجمالى عبارتست از اينكه مجتهد به هر موضوعى از موضوعات كه توجه پيدا مىكند قبل از مراجعه به منابع احكام علم اجمالى دارد كه اين موضوع در اسلام داراى حكمى از احكام است ولى بتفصيل نمىداند . التفات تفصيلى عبارتست از اينكه بعد از توجه به موضوع و كاوش در مدارك احكام تفصيلا پى مىبرد به اينكه حكم اين موضوع فلان امر است حال يا قاطع مىشود و يا ظانّ و يا شاك ، حال مراد از التفات در عبارت شيخ التفات اجمالى است زيرا وقتى اجمالا ملتفت شد مىرود فحص مىكند و قبل الفحص سه حالت براى او متصور است : 1 - يا بعد الفحص قاطع مىشود 2 - يا ظان 3 - و يا شاك . امّا اگر التفات تفصيلى و بعد الفحص بود كه سه حالت متصور نيست بلكه يكى از آنها متحقّق است و لا غير . حال معناى عبارت شيخ اينست كه : وقتى مجتهد بطور مجمل متوجه شد و دانست كه فلان موضوع در اسلام داراى حكمى از احكام است وظيفه دارد برود و از حكم واقعى آن جستجو و تحقيق كند . حال بعد الفحص و البحث ابتداء يكى از