على محمدى خراسانى

344

شرح رسائل (فارسى)

1 - در مرحلهء اول ثابت كردند كه ادلّه حجيت خبر واحد تنها خبرهاى حسّى را شامل است 2 - در مرحلهء دوّم ابتدا مقدّمه‌اى نسبتا طولانى ذكر كردند سپس از ص 50 « اذا عرفت ما ذكرنا » تفصيلا وارد بحث شدند براى اثبات اينكه اجماع منقول خبر حدسى است پس مشمول ادلّهء حجيت نيست ، حال مىفرمايد : خلاصهء مطالبى كه از همان ص 50 تا به حال براى شما بيان كرديم اينست كه : اگر مستند ناقل اجماع حس و وجدان باشد يعنى فتاواى همه را عن حس تتبع كرده و يقين كرده كه امام در ميان مجمعين است و قول امام ( ع ) را هم بدست آورده چنين اجماع منقولى مصداقى از مصاديق خبر واحد بوده و به همان ادلّه‌اى كه خبر واحد حجت است اجماع منقول هم حجت است زيرا كه اين اخبار و حكايت ، حكايت حجّت و نقل قول معصوم است و در پيشانى نقل سنت و قول معصوم ثبت و ضبط نشده كه حتما امام ( ع ) را تفصيلا بشناسى بلكه اجمالا هم بشناسى كافى است ولى متأسفانه اين شيوه مخصوص به زمان حضور است و در دوران غيبت احدى از مدعيان اجماع چنين شيوه‌اى را ادّعا ننموده چون امام ( ع ) بنا ندارد تا با مردمان معاشرت كند . . . و اگر مستند مدّعى اجماع در استكشاف رأى امام ( ع ) قاعدهء لطف باشد چنين چيزى ممكن التحقق است و لكن ارزش ندارد و اجماعاتى كه بر اين مبنا بنا شود حجيت نخواهند داشت و اگر مستند مدّعى اجماع در استخراج رأى معصوم ( ع ) حدس باشد اين خود سه شعبه داشت 1 - حدس قطعى ضرورى كه مبتنى باشد بر مبادى حسيهء ضروريه يعنى مباديى كه براى هركس حاصل شود بطور عادى حدس قطعى بقول امام ( ع ) خواهد زد فى المثل اتفاق نظر جميع علماء در جميع اعصار و امصار