على محمدى خراسانى
345
شرح رسائل (فارسى)
را تتبع كرده و از اين راه حدس بقول امام ( ع ) مىزند نظير حدس به عدالت زيد و شجاعت على ( ع ) و جود حاتم و . . . از راه آثار حسيّه ، اين قسم از حدس به منزلة الحسّ است و ارزش دارد هم از ناحيهء نقل سبب و كاشف مىتوان حجيت آن را اثبات كرد و هم از ناحيهء نقل مسبب و منكشف كه قول معصوم باشد كما مر تفصيلا ولى شتان ما بينها و ما بين الواقعية و الحقيقة 2 - حدس قطعى اتفاقى كه مبتنى بر مبادى حسيهء غير قطعيه باشد فى المثل اتفاق نظر جماعتى را تتبع كرده و روى حسن ظن به اينها و كلام آنها را به منزلهء وحى منزل دانستن قطع پيدا كرده كه رأى امام ( ع ) همين است حال اين طريقه ارزشى ندارد و در گروه عامل خارجى است كما مرّ مفصلا 3 - حدس قطعى كه مبتنى بر مبادى حدسيه و اجتهاديه باشد يعنى مجتهد كبراى كلّى مورد قبول همه را بر فلان فرع فقهى منطبق دانسته و روى اين اجتهاد و انطباق در خصوص همان فرع ادعاى اجماع كرده كه نسبت به اتفاق الكل حدس است سپس از اين راه به قول امام ( ع ) منتقل شده كه نسبت به رأى امام ( ع ) هم حدس است و اين قسم از اجماعات هم براى خود آن مجتهد ارزش دارد نه براى مجتهد ديگر پس مىتوان گفت : ما هو حجة من الاجماعات المنقولة ليس بمتحقق و ما هو متحقق ليس بحجة و به عبارت ديگر : ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد قوله : نعم يبقى هنا شىء : همانطورىكه در جمعبندى فوق ملاحظه نموديد مرحوم شيخ از اوّل مبحث اجماع تا به حال نسبت به اجماع منقول نظر منفى داشتند و قدمبهقدم اجماع را كوبيدند و تقريبا اكثر اجماعات منقولهء كتب فقهيه را از درجهء اعتبار ساقط دانسته و مهر بطلان بر روى آنها كشيدند ولى از اينجا به بعد ورق برمىگردد و با آن روى سكّه آشنا مىشويم و مرحوم شيخ ره نظريه نهائى