على محمدى خراسانى

327

شرح رسائل (فارسى)

ندارد فما قصد لم يقع و امّا از آن حيث كه خبر حسى است كه نقل سبب باشد ارزشى ندارد چون اتفاق الكل بما هو هو كافى نيست در نزد شيعه ، و ما وقع لم يقصد ، پس اجماع منقول اگرچه از ناحيه سبب خبر حسى است ولى فايده‌اى ندارد بايد از ناحيه مسبّب حسى مىبود كه نيست . جواب محقق كاظمى : ايشان از اين اشكال دو جواب داده‌اند : 1 - درست است كه مدار حجيّت اجماع مقالهء معصوم ( ع ) است منتهى ما كارى به مقالهء معصوم ( ع ) كه لازم باشد نداريم و نيز كارى هم به ملازمه ما بين اين اتفاق كل و قول معصوم نداريم بلكه ما سبب را نقل مىكنيم كه اتفاق فقهاء باشد و اين خبر نسبت به اتفاق الكل يك خبر حسى است و صدق العادل مىگويد : عادل را در اخبارش تصديق كن بعد كه تصديق كرديم معنايش آنست كه نزله منزلة العلم يعنى خود را جاى او بگذار آنگاه همان‌طورىكه او حدس مىزند قول امام را شما نيز حدس خواهى زد قول امام را و يقين برايت حجت است . [ حجيت اجماع از ناحيه نقل سبب ] 2 - درست است كه مدّعى اجماع قول معصوم را عن حدس نقل مىكند و لكن حدسى كه مبتنى بر مبادى حسيهء ضروريه باشد به منزلهء حس است آرى آن حدسى ارزش ندارد كه مبتنى بر مبادى حسيه نباشد مثل اخبار به امور عقليهء صرفه از قبيل قدم با حدوث عالم و . . . كه اگر هزار انسان عادل هم خبر دهند قابل قبول نيست بلكه خود شخص بايد برود و تفحص كند و برهان بر اثبات آن امر عقلى اقامه كند . [ حجيت اجماع از ناحيهء نقل مسبب ] اشكال سوّم : طبق جواب دوّمى كه شما از اشكال دوم داديد كه اجماع منقول نسبت به قول معصوم و لو خبر حدسى است امّا مستند به حس است و ارزش دارد لازم مىآيد كه فتواى هر مجتهدى هم در حق مجتهد ديگر حجت باشد چون مجتهد و لو نسبت به خود حكم شرعى عن حس نرسيده ولى