على محمدى خراسانى
326
شرح رسائل (فارسى)
و قد اشار إلى الوجهين : گويا كسى از مرحوم شيخ ره مىپرسد : آيا اين اشكال را كسى مطرح ساخته كه شما آن را به صورت ان قلت مطرح ساختيد يا خير ؟ شيخ مىفرمايد : آرى از بيانات مرحوم محقّق كاظمى در شرح الوافيه اين مطلب استفاده مىشود ايشان روىهمرفته سه اشكال بر خويش نموده و از آنها جواب داده و ما خلاصهء آن را مىآوريم : اشكال اوّل : ادله حجيت خبر واحد فقط خبرهاى حسى را شامل است و به عبارت ديگر از ميان خبرها تنها آن خبرى حجت است كه حسى باشد و به يكى از حواس خمسه ظاهريه مستند باشد و اجماع منقول خبر حدسى است يعنى حاكى آن روى تتبعات خودش به قول امام ( ع ) حدس مىزند و گرنه قول امام ( ع ) را نديده پس ادلّهء حجيت اينگونه از خبرها را شامل نيست و لازم نيست ما قطع بعدم شمول داشته باشيم بلكه شك در شمول هم داشته باشيم مىگوئيم : چنين خبرى حجّت نيست زيرا كه اجماع منقول از ظنون است و اصل اوّلى در باب ظنون عبارتست از حرمت عمل به ظن الا ما خرج بالدليل و چون اجماع منقول بلادليل است در تحت همان اصل اولى باقى مىماند . جواب سيّد كاظمى : اجماع منقول دو جنبه دارد يكى جنبهء سبب و كاشف كه اتفاق فقها باشد و ديگرى جنبهء مسبّب و منكشف كه قول معصوم باشد حال اجماع منقول اگرچه از ناحيه مسبّب خبر حدسى است چون مخبر قول امام را نديده و حس نكرده بلكه حدس مىزند ولى از ناحيه سبب يك خبر حسى است و از اين حيث مشمول ادلّهء حجيت خبر واحد مىباشد و ارزشمند است اشكال دوّم : مناط در باب اجماع قول معصوم است پس آنكه ارزش دارد كه رأى معصوم باشد اجماع نسبت به آن حدس است و حدس ارزش