على محمدى خراسانى

316

شرح رسائل (فارسى)

مرتضى و . . . چنين ادعائى را ننموده‌اند و لذا شيخ طوسى صريحا اعتراف نموده به اينكه اگر قاعدهء لطف را نپذيريم هيچ راهى براى استكشاف قول امام نداريم پس اين طريقه صرف فرض است و واقعيت ندارد . و امّا طريقهء لطف : مقدمه : متكلمين گويند : اللطف ما يقرب العبد الى الطاعة و يبعّده عن المعصية و هو واجب على اللّه تعالى و بعد مىگويند ارسال رسل - انزال كتب و نصب امام و ارشادات آنها تماما از مصاديق لطفند و بر خداوند حكيم فرض و لازمند سپس دلائلى هم براى اثبات اين قاعده آورده‌اند . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : شيخ طوسى و ديگران مدّعى شده‌اند كه تنها راه كشف قول امام از طريق اجماع فقهاء عبارتست از قاعدهء لطف به اينكه بگوئيم : وجوده لطف و تصرفه لطف آخر ، حال اگر همهء فقهاء بر امرى اجماع نمودند و همه خطا كرده‌اند بر امام فرض است كه به نحوى از انحاء اظهار و القاء خلاف كند تا اجماع درست نشده و يك سند باطلى بدست آيندگان نيفتد و الا امام در انجام وظيفه كوتاهى نموده پس اگر همهء فقها بر امرى از امور متفق شدند و احدى مخالفت ننمود ما كشف مىكنيم و به مقتضاى قاعده لطف يقين مىكنيم كه رأى امام هم همين است . [ تفصيل بيشتر را از جلد سوم شرح اصول فقه مبحث اجماع منقول جستجو كنيد ] مرحوم شيخ مىفرمايد : اين مبنا نيز فاسد است زيرا آنچه وظيفهء امام ( ع ) است عبارتست از بيان احكام و ابلاغ آنها از راههاى متعارف و اين كار را كرده [ آن هم رواياتى كه از ائمه صادر شده ] ولى در اثر ظلم ظالم و كوتاه آمدن خود مردم آن بيانات بدست ما نرسيده پس امام مقصر نيست تا بگوئيم به مقتضاى قاعده لطف يجب الاعلام و الا كذا و كذا ، پس مبنا باطل است