على محمدى خراسانى
317
شرح رسائل (فارسى)
آنگاه اجماعاتى هم كه بر اين مبنا مبتنى باشد باطل خواهد بود و نتوان از اين راه قطع به قول امام ( ع ) پيدا نمود . قوله فدعوى . . . : جناب محقق قمى ره پنداشته كه شيخ طوسى در باب كاشفيت اجماع از رأى معصوم دو طريقه دارد 1 - طريقهء حس كه در آن با سيّد مرتضى شريكند 2 - طريقهء لطف كه منحصر به خود شيخ است و سيّد آن را قبول ندارد . مرحوم شيخ ره مىفرمايد : اين ادّعا باطل است و حق آنست كه سيّد طريقهاش منحصر به حس و شيخ ره طريقهاش منحصر به لطف است سپس براى اثبات اين مطلب حدود پنج شاهد از عبارات و كتب مختلفه شيخ طوسى از قبيل عدة الاصول ، تهذيب ، الغيبة مىآورند مبنى بر اينكه طريقهء شيخ منحصر به قاعدهء لطف است از جملهء شواهد كه قابل ذكر و بيان است اينكه : شيخ ره فرموده : اگر امّت دو گروه شوند همهء علماء يك طرف و يك نظر داشته باشند و امام ( ع ) نظر ديگر داشته باشد در اينجا اگر چنانچه آيه و يا حديث معتبرى هست ولى فقها نتوانستهاند از آن حكم واقعى را استنباط كنند بر امام اظهار واجب نيست امّا اگر چنين مدرك مسلّمى نيست از باب لطف بر امام واجب است حق را بيان كند سپس فرموده : استاد ما يعنى سيد مرتضى ادّعا مىكند كه ممكن است همهء علماء قولشان باطل باشد و حق تنها در نزد امام ( ع ) باشد معذلك بر امام اظهار حق لازم نباشد زيرا كه عامل اختفاء و غيبت آن حضرت ما انسانها هستيم و هرچه از فيض بردن از خرمن فيض امام از ما فوت شود بدست خود ما است و خلاصه از ما است كه بر ماست و اگر روزى ما خوب شويم و جامعه آماده شود پرده كنار خواهد برفت و يوسف زهرا ( ع ) به كنعان باز خواهد آمد و خورشيد از پس ابرها بدر خواهد آمد و البته كه خورشيد هميشه زير ابر