على محمدى خراسانى
310
شرح رسائل (فارسى)
نظير مسئله استصحاب كه محقق اوّل در معتبر آن را دليل پنجم دانسته ولى شيخ انصارى ره خواهند فرمود كه اگر استصحاب از راه دليل و حكم عقل حجت شود داخل در دليل عقل خواهد بود و اگر بمناط تعبد و از راه اخبار حجت شود داخل در سنت خواهد بود و دليل پنجمى نيست . قوله : ثم ان المسامحة : با توجه به اينكه اجماع فرازها و نشيبهاى فراوانى داشت و از اجماع مصطلح گرفته تا اجماع الإمامية فقط و بلكه تا اتفاق جمع قليلى از اماميه كه امام در ميان آنها باشد سير نزولى داشت و در مراتب ما دون هم به درجه مجاز مشهور رسيده بود در اينجا سؤالى مطرح مىشود و آن اينكه : گاهى مدّعى اجماع منظور واقعىاش نقل اجماع مصطلح است در اينجا بحثى نيست و مىتواند ادعاى اجماع كند و قرينهاى هم نياورد چون حقيقت محتاج به قرينه نيست اگرچه جماعتى از جمله خود شيخ ره در باب مجازات مشهوره متوقفند . ولى گاهى منظور اصلى ناقل اجماع اتفاق جمعى از فقها است نه اجماع مصطلح حال يا بر مبناى اجماع دخولى كه به عقيدهء او امام ( ع ) در ميان اين جمع بوده و يا بر مبناى ديگر كه از راه اتفاق جماعت قول امام ( ع ) را كشف نموده سؤال اينست كه : آيا در چنين مواردى بر ناقل اجماع واجب است كه نصب قرينه كند يعنى بفهماند كه منظور او اجماع مصطلح نيست و در اين تعبير مسامحه كرده يا خير ؟ در جواب مىگوئيم : در دو مرحله بايد بحث كرد : 1 - نسبت به خود ناقل و مدعى اجماع . 2 - نسبت به منقول اليهم و شنوندگان . امّا نسبت به ناقل ، اين اجماع براى او اجماع محصل است و خود او از باب علم بدان عمل مىكند چه اجماع مصطلح باشد و چه غير مصطلح و