على محمدى خراسانى
311
شرح رسائل (فارسى)
درهرصورت چه دخولى باشد و چه لطفى يا حدسى و يا تقريرى چون ناقل علم پيدا كرده به رأى امام و به علم خود عمل مىكند و بدان استدلال مىكند و ترديدى نيست كه علم حجيت ذاتيه دارد و جاى بحث نيست . و امّا نسبت به منقول اليهم : چنين اجماعى براى آنها اجماع منقول است ولى آيا وظيفه ناقل نصب قرينهء مفهمه است يا خير ؟ مسئله سه صورت دارد و روى مبانى محاسبه مىشود : 1 - اگر مبناى مجتهدى اين باشد كه اجماعات منقوله مطلقا حجيت ندارد از هر نوعى كه باشد چه دخولى و يا حدسى و . . . در اينجا ناقل وظيفهاى ندارد و اگر نصب قرينه نكند كار قبيحى نكرده چون چنين نقلى براى مخاطب ارزشى ندارد چه نقل اجماع مصطلح و يا غير مصطلح و لذا تدليسى نيست . 2 - و اگر مبناى مجتهدى به اين باشد كه اجماعات منقوله مطلقا حجتند اعم از مصطلح و غير مصطلح باز نصب قرينه لازم نيست زيرا در واقع منظورش هركدام باشد منقول اليه بدان عمل مىكند . 3 - ولى اگر بر مبناى فقهى اجماع منقول مصطلح يعنى نقل اتفاق كلّ حجت بود و اجماع منقول غير مصطلح حجت نبود در اينجا اگر مراد ناقل در واقع اتفاق جماعتى بود بايد قرينه بياورد و گرنه تدليس كرده و هو قبيح محرم . صاحب معالم فرموده : گاهى فقهاء عظام در كتابهايشان بر اتفاق جماعتى اطلاق اجماع مىكنند و قرينه هم نمىآورند و اين طعنى است بر آنان كه چرا اغراء به جهل مىكنند ، شيخ ره مىفرمايد : كه اين طعن وارد نيست زيرا از آنجا كه مناط اجماع مصطلح در اين اتفاق البعض وجود دارد لذا قرينه نمىآورند و امّا اينكه